فارکس شغل

تحلیل های الیوت

تحلیل موج های الیوت در بازار سرمایه

یکی از مباحث پایه ای و بسیار مهم در تحلیل تکنیکال مبحث تئوری امواج الیوت است. آقای رالف نلسون الیوت، بین سال های ۱۹۳۷ تا ۱۹۴۸، تئوری خود را مبنی بر اینکه: بازار در بیشتر مواقع ابتدا در ۵ گام به سمت هدف اصلی خود و سپس در ۳ گام در خلاف جهت حرکت می کند، ارائه کرد. افراد بسیاری تلاش کردند این تئوری را ارائه کنند و کتاب های بسیاری در تحلیل های الیوت این زمینه نگاشته شد، اما هیچ کدام موفق به ساده سازی و قابل فهم تر کردن موضوع نشدند.

مشخصات کتاب

تحلیل موج های الیوت بازار سرمایه

Elliott Wave Principle: Key to Market Behavior

محمد شعبانی (نیما آزادی)

ابراهیم صالح رامسری، سینا محامی

کهکشان دانش، آراد کتاب

رابرت پریچر: برترین ارائه کننده مبحث امواج الیوت

آقای رابرت پریچر، تحلیل گر بسیار معروف و سرشناس دهه ۱۹۸۰ که در آن زمان در تلویزیون آمریکا پیش بینی ها و تحلیل هایش براساس امواج الیوت را ارائه می کرد، کتاب تحلیل موج های الیوت در بازار سرمایه را تدوین نمود. این کتاب در ایران به همت آقایان کامیار فراهانی فرد و رضا قاسمیان لنگرودی ترجمه شده و در اختیار فارسی زبانان قرار گرفته است.

آقای پریچر اولین کسی بود که تئوری امواج الیوت را به شیوه نسبتا ساده تری در مقایسه با تحلیل گران پیش از خود ارائه کرد. حتی می توان ادعا کرد نحوه ارائه اش نسبت به افرادی که پس از وی این مبحث را ارائه کردند نیز ساده تر است. دسته بندی منظم و قابل درکش از امواج الیوت مرجعی برای تمامی مولفین و تحلیل گران پس از اوست.

ما در مبحث امواج الیوت دو روش اصلی متفاوت داریم :

۱. روش آقای رابرت پریچر (که بیشتر در راستای مطالبی است که آقای الیوت ارائه کرده بود.)

۲. روش آقای گلن نیلی (که تحت عنوان نئو ویو (Neo Wave) شناخته شده است.)

البته روش های دیگری نیز برای نگاه به امواج الیوت وجود دارند مثلا روشی که حامد مصدقیان از آن بهره گیری می کنند و از هیچ یک از دو روش ذکر شده پیروی نمی کند. علت اینکه نیازمند نوع نگاه دیگری به این مبحث هستیم این است که هیچ یک از این دو روش نگاه معاملاتی به بازار ندارند و معامله گران نیازمند نگاهی ساده تر به بازار و مبحث امواج الیوت هستند.

موج های الیوت در بازار سرمایه

تصویر ۱: نمونه ای از موج الیوت – حامد مصدقیان

چرا این کتاب بهترین مرجع در تحلیل های الیوت مبحث امواج الیوت است؟

در بین کتاب هایی که درباره مبحث امواج الیوت به زبان فارسی نوشته شده اند، هیچ کدام نتوانسته اند مفاهیم را به کاملی و در عین حال سادگی این کتاب بیان کنند. منابع بسیاری هستند که نسبت به این کتاب حجم بیشتری دارند اما مطلب بیشتری ارائه نکرده اند، لذا چنانچه قصد درک هرچه بهتر تئوری امواج الیوت را دارید، خواندن کتاب تحلیل موج های الیوت در بازار سرمایه را توصیه می کنیم. البته در نظر داشته باشید که درک این کتاب پیش از آشنایی ابتدایی با امواج الیوت کار بسیار دشواری است و مطالعه کتاب در کنار یک دوره خوب نتیجه به مراتب بهتری دارد.

دانشجویان دوره سرمایه گذار برتر به خواندن لیستی از کتاب های کمکی توصیه می شوند که کتاب رابرت پریچر یکی از آن هاست. مطالعه کتاب پس از آشنایی اولیه با تئوری امواج الیوت به معامله گران و تحلیل گران کمک می کند درک بهتری از جزئیات و ریزه کاری ها داشته باشد و بازار را به مراتب منظم تر ببیند.

آنچه لازم است در مورد این کتاب بدانیم

آقای رابرت پریچر یک تحلیل گر بود و کار یک تحلیل گر پیش بینی آینده قیمت هاست. لازمه این کار درک تقریبا صد در صدی بازار است که تحلیل گر را وادار به بررسی سناریوهای بسیاری می کند. این در حالیست که برای یک معامله گر درک سه یا نهایتا چهار نوع اصلاح کفایت می کند و حالات دیگر را به راحتی کنار می گذارد.

۱.نقاط ضعف کتاب:

رابرت پریچر در کتاب تحلیل موج های الیوت در بازار سرمایه سیزده مدل ساختار اصلاحی را بررسی می کند که تک تک آنها اسم و مشخصات مخصوص به خود را دارند و هر کدام به صورت گسترده مورد بحث قرار می گیرند. بسیاری از افرادی که این کتاب را مطالعه می کنند دفعات اول درک درستی از مطالب ارائه شده ندارند و این امر کاملا طبیعی است. از این رو لازم است کتاب را چندین بار مطالعه کنید و داشتن اطلاعاتی درباره امواج الیوت، به شما کمک می کند درک بهتری نسبت به موضوع پیدا کنید.

یکی دیگر از نقاط ضعف این کتاب نوع نامگذاری و نمادگذاری های آن است. شما در این کتاب با اسامی نظیر سوپر سیکل، سیکل، درجه اصلی، موج متوسط و … مواجه می شوید که رابرت پریچر تاکید دارد این اسامی بسیار مهم هستند و خوب است بدانید که دانستن آن ها اصلا و ابدا مهم نیست، چرا که حتی شرکت های بزرگ سرمایه گذاری نیز از یک تحلیل گر انتظار ارائه تحلیل با چنین اسامی دهان پرکُن را ندارند و کیفیت تحلیل به مراتب اهمیت بیشتری دارد.

پس به خاطر داشته باشید نگاه آقای پریچر به این اسامی نگاهی وسواس گونه است که توصیه می کنیم از این نگاه به شدت بپرهیزید چرا که چشم شما را از جزئیات ارزشمند و نکات حائز اهمیت دور خواهد کرد. کتاب شامل نکات کم اهمیت و چه بسا بی اهمیتی است که در کنار مسائل بسیار مهم آمده اند و مطالعه کتاب را سخت می کنند، اما اگر حوصله به خرج داده آن را چندین بار بخوانید و مطالب مهم را از غیرمهم تمیز دهید، خواهید دید که پس از مطالعه آن بازار تا چه اندازه منظم تر و واضح تر است.

۲. نقاط قوت کتاب:

ساختارهایی که به ویژه در مورد موج پنج الیوت ارائه شده و الگوهایی که برای شناسایی پهنه ها معرفی شده اند ساختارهایی بسیار کارآمد هستند که چنانچه از قبل بدانید به دنبال چه می گردید بهره گیری شما از مطالب را به مراتب افزایش خواهد داد و کتاب را معدنی از دُر و جواهر خواهید یافت. پیشنهاد می شود این کتاب را در کنار هر دوره ای که می گذرانید بخوانید. به جای مطالعه بدون برنامه ریزی و بی قاعده ی مطالب در اینترنت و کتابهای گوناگون نگاهی ساختارمند و قانونمند به تحلیل تکنیکال داشته باشید که یکی از گام های اساسی در این مسیر مطالعه دقیق این کتاب است.

بسیار مهم است که مطالعه بار اول این کتاب (لازم است این کتاب را چندین بار بخوانید. )، به صورت روزنامه وار و صرفا جهت آشنایی با مباحث ارائه شده باشد. پیشنهاد می کنیم طی هفته پیش رو یک بار این کتاب را سریع و روزنامه وار بخوانید. هفته آینده کتاب داینامیک تریدینگ آقای رابرت ماینر معرفی خواهد شد که لازم است عمیق خوانده شود. خواهیم دید که تحلیل های الیوت با مطالعه آن درک مطالب این کتاب و تحلیل امواج الیوت برایتان آسان تر خواهد شد.

کلید درک عمیق و بهره گیری از کتاب هایی که در آینده معرفی خواهند شد مطالعه این کتاب است، ضمن اینکه همزمان با مطالعه کتاب های بعدی، زمانی که متوجه شدید به دنبال چه می گردید، می توانید به تحلیل موج های الیوت در بازار سرمایه رجوع کنید و آنچه لازم دارید را مجددا بخوانید و نکته برداری کنید.

امواج الیوت

امواج الیوت یا تئوری امواج الیوت که در تحلیل تکنیکال فارکس توسط تحلیلگران مورد استفاده قرار می گیرد، نوسان قیمت در بازارهای مالی است. این تئوری در سال 1938 توسط رالف نلسون الیوت، پس از تشخیص الگوهای امواج بازگشتی فراکتال (Recurring,Fractal wave) در اولین کتاب وی بنام قوانین امواج (Wave Principle) منتشر شد. او به این نتیجه رسیده بود که نوسانات بازار را می توان از طریق الگوی تکرار تشخیص داد. سرمایه گذارانی که قصد کسب سود از روند بازار را داشتند می توانستند خود را سوار بر این امواج تصور کرده و به معامله در بازار بپردازند. الیوت در طرح خود از تئوری داو نیز بهره برده چرا که داو هم نوسان و حرکت قیمت در بازار مالی را به موج تشبیه کرده است اما الیوت فراکتال بودن حرکت بازار را نیز کشف کرد.

کاربرد امواج الیوت

متن به صورت تستبه این مساله اشاره شد که تئوری امواج الیوت برگرفته از تئوری داو است اما تفاوت آنها در این است که الیوت ذات فراکتال یا تکرار شوندگی بازار فارکس را با دقت بیشتری آشکار کرد. امواج الیوت نشان می دهد که قیمت ها در بازار فارکس به صورت موج حرکت کرده، به گونه ای که انگار این امواج مسیر حرکت قیمت ها را تعیین می کنند. این تئوری یکی از تاثیرگذارترین ابزار تحلیل تکنیکال در بازار فارکس است که به دنبال الگوهای قیمتی بلند مدت و تکرار شونده هستند تا بتوانند به تعریف تغییرات مداوم سرمایه گذار از لحاظ روانشناسی نیز بپردازند. امواج الیوت می تواند حرکت بازار را به سمت نقطه ای خاص پیش بینی کند. این امواج به هم مرتبط بوده و با استفاده از نسبت های فیبوناچی قابل تشخیص می باشند، بدان معنی که نقطه شروع و پایان آنها را قابل تشخیص می سازند. استفاده از این ابزار تنها فرم تحلیل بازار است که به معامله گر کمک کرده تا بتواند رفتار بازار را بهتر درک کند.
بطور کلی در استفاده از نظریه امواج الیوت، معامله گر از طریق نوسانات قیمت، تشخیص حد و مرز ذهن سرمایه گذار و موارد مشابه دیگر به تحلیل چرخه بازار و پیش بینی روند بازار مالی می پردازد.
بطور مثال زمانی که امواج الیوت در فاز اصلاحی قرار دارند، فرصتی برای معامله گر است تا با تشخیص حداکثر قیمت بدست آمده در آن موج، موقعیت فروش باز کرده یا در زمان اتمام موج اصلاحی و پیش از شروع دوباره روند بازار، موقعیت خرید باز کرده و به این ترتیب از این روش تحلیلی برای کسب سود در فارکس بهره ببرد.

قوانین شمارش امواج الیوت

در مدل الیوت، قیمت های بازار بین دو دسته امواج یعنی امواج پیشرو (Impulsive) و امواج اصلاحی (Corrective) در حال تغییر است. امواج الیوت پیشرفته یا پیشرو به پنج دسته امواج کوچکتر با همان کاراکترهای پیشرو و اصلاحی تقسیم بندی می شوند. به این ترتیب امواج 1 و 3 و 5 پیشرو و امواج 2 و 4 ادامه اصلاحی امواج 1و3 هستند. همانطور که در تحلیل های الیوت شکل زیر مشخص شده است، امواج پیشرو 1و3و5 به ریز موج هایی با درجه بندی i-ii-iii-iv-v تقسیم بندی می شوند. امواج 2و4 نیز به عنوان امواج اصلاحی بصورت ریز موجهای a-b-c درجه بندی می شوند. در مقابل امواج اصلاحی اصلی به سه دسته کوچکتر ABC طبقه بندی شده و از موج پیشرو 5 شروع می شوند که تبدیل به موج A شده و به سمت موج B و C می رود. شاید این نکته جالب باشد که در بازارهای تحلیل های الیوت خرسی ( با روند نزولی ) مسیر این امواج تغییر کرده یعنی 5 موج به سمت پایین و سه موج به سمت بالا حرکت می کند.
زمانی که بازار روند صعودی دارد، امواج بالارونده پیشرو و امواج پایین رونده اصلاحی نامیده می شوند. اما برعکس زمانی که بازار روند نزولی داشته باشد، امواج پایین رونده پیشرو و امواج بالا رونده اصلاحی نامیده می شوند.
طبق تئوری الیوت پنج موج پیشرو در الگوی الیوت می بایست مطابق قوانین زیر پیش بروند:
– موج شماره 2 نمی تواند بیشتر از 100% موج شماره 1 ادامه پیدا کند.
– موج شماره 3 نمی تواند در مقابل امواج پیشرو 1و5 کوتاه ترین باشد.
– موج شماره 4 هیچگاه هم سطح موج شماره 1 قرار نمی گیرد.

اندیکاتور شمارش امواج الیوت

اندیکاتور نامبرده یک ابزار شناخته شده در تحلیل تکنیکال است که به معامله گر فارکس اجازه پیش بینی قیمت در بازار را می دهد چرا که طبق تئوری الیوت حرکت قیمت در فارکس بصورت امواج تکراری و قابل پیش بینی می باشد. اندیکاتور امواج الیوت در تشخیص اینکه در کجا یک موج الیوت به پایان رسیده و از کدام قسمت موج جدید شروع می شود ( به عبارت دیگر برای تشخیص تغییر مسیر حرکت قیمت بازار) و اینکه در نهایت می تواند منجر به تشکیل الگوی این تئوری شود، به معامله گر یاری می رساند.
اندیکاتور امواج الیوت یکی از سه اندیکاتور موجود در لیست اندیکاتورهای استاندارد مارکت اسکوپ است. دو مورد دیگر شامل اسیلاتور امواج الیوت (Elliot wave oscillator) EWO وEWN (Elliott Wave Number ، بوده که هر دو برای شمارش امواج الیوت بکار می روند و در حقیقت برای اجرای این نظریه در بازار فارکس مسیر را برای معامله گر هموار می سازد.

چند تئوری موج الیوت وجود دارد؟

با توجه به قوانین شمارش این امواج در زیر به توضیح هر یک از امواج این الگو و در واقع آموزش مقدماتی امواج الیوت می پردازیم.
موج اول ایمپالس بیان کننده احساسات یک معامله گر در زمان تصمیم گیری خرید یک جفت ارز در فارکس است. چرا که این زمان از نظر وی، زمانی مناسب برای ورود به بازار تلقی می شود.
یکی از امواج الیوت که معامله گران بیشتر با آن مواجه می شوند موج سوم است. این موج می تواند تعیین کننده معامله پر سود یا ضرر در فارکس باشد. این موج حدود % 8/161 از طول موج اول اتفاق می افتد.
زمانیکه موج سوم امتداد می یابد بلند ترین موج الیوت است. این مساله برای سایر امواج ایمپالس یا پیشرو با درجه یکسان، محدودیت ایجاد می کند. در زمان معامله، طبق تئوری الیوت سومین موج کوتاهترین نیست. موج اول نیز بلندترین است. حال یک معامله گر فارکس می تواند تشخیص دهد که طول موج پنجم نمی تواند بزرگتر از موج سوم باشد.
موج دوم اولین موج اصلاحی در ساختار موج پیشرو می باشد و اهمیت ویژه ای دارد.
موج چهارم نیز موج حساسی است چرا که معامله گر به دلیل حس ترس یا تمایل به جلو رفتن ممکن است در این نقطه دچار تردید شود.
بطور کلی امواج اصلاحی سه حرکت مشخص دارند که دو حرکت آن در جهت مسیر اصلاحی اصلی است (A-C) و یک موج خلاف جهت آنهاست (B). علاوه بر امواج ذکر شده در بالا، امواج الیوت پیشرفته یا پیشرو به زیر موجهایی که در شکل زیر مشاهده می کنید طبقه بندی می شوند:

1- موج i : طبق قوانین، موج ii می بایست طول موج کمتری نسبت به موج i داشته باشد.
2-موج iii : این موج نمی تواند با قیمت موج i در یک سطح قرار بگیرد و در اصلاح آن را هم پوشانی کند. در ابتدا این موج حداکثر قیمت را به شما نشان می دهد و محلی است که معاملات طولانی مدت را در این نقطه متوقف کرده تا از ضرر بیشتر آنها جلوگیری شود.
3-موج v : این موج آخرین موج فاز اول است. اکثر مواقع هنگامی که موج پنجم اتفاق می افتد، انتظار موج اصلاحی به اندازه طول موج پنجم می رود تا به حد قیمت موج iv یا پایین تر از آن برسد. همانطور که در شکل زیر برای امواج ایمپالس ایده آل نشان داده شده است، می بینید که امواج قرمز a-b-c طول موج v را اصلاح می کنند.
4-موج a : اگر این موج ایمپالس است بدان معناست که یک موج اصلاحی یا زیگزاگ مقابل شماست و موج v نقطه نگهدارنده است.
5- موج c : اکثر مواقع نسبت این موج به طول موج a از قانون نسبت های فیبوناچی پیروی می کند و قیمت این موج یا برابر با موج iv بوده یا از آن پیشی می گیرد. با پایان طول موج c، حرکت بعد ایجاد طول موجی است که کل طول موج های a-b-c را پوشش دهد.

پیش بینی قیمت بیت کوین بر اساس تئوری امواج الیوت

در یکم اکتبر ۲۰۱۳، قیمت بیت کوین (bitcoin) اوج گرفت و به حدود ۱۰۰۰ دلار رسید. بعد از آن بود که بازار خرسی شروع شد و بیت کوین حدودا ۸۶ درصد ارزش خود را از دست داد و قیمت آن به حدودا ۱۷۵ دلار رسید. این کاهش قیمت در کمی بیش از یک سال روی داد. من توانستم با استفاده از داده های ضعیفی که در آن زمان موجود بود، متوجه شوم که بازار خرسی بیت کوین به پایان رسیده است. در آن زمان، من افکارم را برای خودم نگه داشتم و نمی خواستم بر اساس ظن و گمان و اطلاعاتی ضعیف، چیزی به مردم بگویم. حدس من به وقوع پیوست و قیمت بیت کوین به ۲۰۰۰۰ دلار رسید. در این زمان بود که بسیاری از مردم شروع به صحبت کردن در مورد بیت کوین و ارز های دیجیتال کردند و مقالات زیادی در این مورد نوشته شد.

من در تعجب بودم که چگونه توانسته ام با این دقت حرکات بازار را پیش بینی کنم. اخبار زیادی روزانه در بازار رد و بدل می شد که من از آنها دور بودم و تنها بر اساس شهود خود و تئوری امواج الیوت (Elliot Wave) کار می کردم. من متوجه شدم که این تئوری برای بیت کوین بسیار خوب جواب می دهد. این تئوری بود که فضا برای ایجاد چنین بینش هایی را در من به وجود آورده بود.

من نظرات و افکاری در مورد قیمت بیت کوین در سال ها و ماه های آینده دارم. این نظرات را در این نوشتار مطرح می کنم اما توجه داشته باشید که من تحلیل های الیوت مشاور مالی نیستم و همیشه باید قبل از هر اقدامی تحقیق خود را انجام دهید. در این نوشتار در مورد امواج الیوت هم صحبت خواهم کرد، اگر با این امواج آشنایی دارید، می توانید این قسمت را رد کنید.

نمودار های قیمت بیت کوین

نمودار قیمت بیت کوین

من هر هفته نمودار های بیت کوین زیادی را دریافت می کنم و تحلیل خود را بر روی آنها انجام می دهم تا به روز باشم. در این میان، تا نمودار ها به من برسند، وقفه ای در میان خواهد بود. البته این وقفه ها خیلی مهم نیستند و حرکت های بزرگ در خلال ماه ها، سال ها و حتی دهه ها رخ می دهند. من در تحلیل های خود به بحث در مورد سناریو های احتمالی می پردازم.

نمودار هایی که من دریافت می کنم، قیمت بیت کوین را بر اساس دلار نشان می دهند. نشان دادن قیمت بر اساس دلار بهتر از ارز های دیگر مانند یورو است، زیرا بیشترین حجم معاملات بر اساس همین دلار می باشد. تئوری الیوت ریشه در یک روانشناسی جمعی دارد و هرچه بازار بزرگتر باشد، این تئوری بهتر عمل می کند.

این نمودار ها، نمودار هایی میله ای هستند و دامنه قیمت بیت کوین را در هر نقطه ای نشان می دهند. بنابراین ما می توانیم همپوشانی موج ها را تعیین کنیم و داده ها به هم مرتبط خواهند بود. در نهایت باید بگویم که این نمودار ها در مقیاس لگاریتمی هستند. این قبیل نمودار ها، حرکت های قیمت را در ارتباط با سرمایه گذاران نشان می دهند و تئوری ما هم مبتنی بر این است که این حرکت های قیمت ریشه در روانشناسی جمعی سرمایه گذاران دارد.

اجازه بدهید با یک مثال توضیح دهم، فرض کنید که شما ۱۰۰ دلار بیت کوین را در زمانی که قیمت آن یک دلار بود، خریداری کرده بودید. پس شما ۱۰۰ بیت کوین داشته اید و اگر آنها را در قیمت ۱۸ دلار فروخته باشید، ۱۸۰۰ دلار کسب کرده اید. حال اجازه دهید به جلو برویم. زمانی که قیمت بیت کوین ۱۰۰۰ دلار بوده، باز شما ۱۰۰ دلار بیت کوین خریده اید که این بار مقدار بیت کوین شما ۰.۱بیت کوین بوده است. شما اگر این مقدار بیت کوین را در قیمت ۱۸۰۰۰ دلار فروخته باشید، باز همان ۱۸۰۰ دلار را کسب کرده اید.

خوبی نمودار لگاریتمی این است که این دو حرکت که هر دو برای سرمایه گذار یکسان بوده را مثل هم نشان می دهد. اما نمودار خطی چنین نیست و حرکت به ۱۸۰۰۰ دلار را بزرگتر نشان می دهد. بنابراین نمودار های خطی برای منظور ما قابل استفاده نیستند.

مبانی امواج الیوت

تئوری امواج الیوت به توصیف نحوه تغییر قیمت ها در بازار های سرمایه می پردازد و مبتنی بر روانشناسی جمعی و هندسه فراکتال (fractal) است. داشتن معلوماتی در این زمینه خالی از لطف نیست و به شما کمک می کند که تاریخچه تغییرات قیمت بیت کوین را بهتر درک کنید و بتوانید درکی به نسبت حرکات احتمالی آن در آینده داشته باشید.

تئوری امواج الیوت فرض را بر این می گیرد که انتظارات سرمایه گذاران عامل حرکات قیمت است. در واقع نیز چنین است و تا سرمایه گذاران به نسبت چیزی خوش بین نباشند، اقدام به خرید آن نمی کنند. این خوش بینی و فشار خرید است که قیمت ها را بالا می برد.

این خوش بینی سرمایه گذاران دیگر را جذب می کند و همچنان ورود سرمایه باعث افزایش قیمت می شود. بعد از مدتی قیمت به اوج خود می رسد و دیگر همه افراد علاقه مند اقدام به خرید کرده اند. سپس فشار فروش ایجاد می شود و رفته رفته خوش بینی جای خود را به بدبینی می دهد و قیمت افت می کند و در روند نزولی قرار می گیرد.

این چرخه خوش بینی و بدبینی همچنان ادامه پیدا می کند و در همه کف و اوج های برجسته نمایان است. بنابراین خرید در هنگام خوش بینی و فروش در هنگام بدبینی عامل اصلی بسیاری از ضررها می باشد.

بسیاری از افراد دلیل این افت و خیزها را در اخبار جستجو می کنند اما این کار مفید نیست. اخبار نیز مانند سرمایه گذاران در این سیکل ها (cycles) گیر کرده است. در هنگام اوج قیمت، خبر های خوب و پیش بینی های عجیب و غریب زیاد شنیده می شود و بالعکس در هنگام افت قیمت نیز خبر ها بد هستند. ما نمی گوییم که امواج الیوت یک راه حل سحرآمیز است اما در این گونه سیکل های بازار می تواند بسیار به ما کمک کند.

امواج الیوت برای دنبال کردن این موج های خوش بینی و بدبینی از هندسه فراکتال استفاده می کند. این هندسه بر اساس این اصل است که الگوهای کوچک مینیاتوری از الگوهای بزرگتر هستند و در دل این الگوهای بزرگتر نهفته هستند. در طبیعت نیز مثال های زیادی را می توانیم ببینیم. مثلا برگ های یک درخت سرخس را اگر نگاه می کنیم، متوجه می شویم که الگو های کوچکتر در دل الگو های بزرگتر جای دارند و دقیقا مانند این الگو های بزرگتر هستند. الگو های فراکتال در سیستم های پر هرج و مرجی مانند بازار بیت کوین و بلاک چین به فراوانی دیده می شود.

این هندسه فراکتال، در بازار های سرمایه به صورت موج در داخل موج جواب می دهد و موج های کوچکتر در داخل موج های بزرگتر هستند. این دوره های خوش بینی در داخل همه موج های بازار موجود است، از موج های بلند گرفته تا موج های روزانه و یا دقیقه ای و ثانیه ای. الگوی اصلی این موج ها متشکل از ۵ موج صعودی و سه موج نزولی می باشد.

موج هایی که در جهت روند بزرگتر بعدی حرکت می کنند را موج های ضربه ای می نامند و آنها را در نقاط انتهایی خود با عدد نشان می دهند. موج هایی را هم که در برابر روند بزرگتر بعدی حرکت می کنند، موج های اصلاحی می نامند که آنها را در نقاط انتهایی خود با حروف A، B و C نشان می دهند. این الگو اختیاری نیست و تعداد موج های گفته شده برای ایجاد این الگو ضروری هستند.

هر موج بخشی از موج بزرگتر می باشد و خود نیز از امواج کوچکتری تشکیل می شود. اگر این موج در جهت روند بزرگتر بعدی باشد، متشکل از ۵ موج کوچکتر می باشد و اگر در خلاف جهت روند بزرگتر بعدی باشد، متشکل از ۳ موج کوچکتر می باشد.

قوانین و رهنمود هایی برای نحوه شمارش صحیح این امواج در بازار های واقعی وجود دارد. کتاب ها و مقالات زیادی در مورد امواج الیوت وجود دارد، بنابراین در اینجا وارد جزئیات نمی شویم و تنها به ذکر پاره ای از مهمترین این قوانین پرداخته می شود.

  • قانون اول: انتهای موج دوم محرکی است که هرگز از شروع موج اول بیشتر توسعه پیدا نمی کند.
  • قانون دوم: انتهای موج ۴ محرکی است که هرگز از شروع موج ۲ بیشتر نمی رود.
  • قانون سوم: موج ۳ هرگز کوچکترین موج حرکت نیست.
  • رهنمود یک: اصلاحات ممکن است دستخوش تغییر باشند و با هم تداخل کنند و در این حالت ممکن است شمارش آنها مشکل باشد.
  • رهنمود دوم: حرکت ها معمولا واضح و برجسته هستند و تشخیص آنها از اصلاحات ساده تر می باشد.

جزئیات بسیار بیشتری به نسبت امواج الیوت موجود است و اگر نیاز باشد، برای تحلیل بیت کوین از آنها بهره خواهم گرفت. تشخیص اینکه روانشناسی سرمایه گذار در حال حاضر در چه مرحله ای قرار دارد به همراه یک شمارش موج دقیق، احساس اعتماد به نفس در پیش بینی حرکت های آینده قیمت را ایجاد می کند. البته در این میان باید صبور بود و فراموش نکرد که هر کسی می تواند اشتباه کند. حال، تئوری امواج الیوت را در مورد بیت کوین اعمال می کنیم.

تصویر بزرگتر

اگرچه هنوز کاملا واضح نیست اما روند کلی قیمت بیت کوین رو به بالا می باشد. قیمت بیت کوین در اواخر ۲۰۱۰ معادل تقریبا ۶ سنت بود و چند سال قبل به قله ۲۰۰۰۰ دلار رسید. ما همه تاریخچه قیمت این ارز دیجیتال را در اختیار داریم و این چیز خاصی است. ما می توانیم به اندازه گیری ارزش بیت کوین بپردازیم زیرا از هیچ به مقدار قابل توجه ای رسیده است.

ما کل تاریخچه بیت کوین را تحلیل های الیوت در اختیار داریم و می دانیم که روند رو به بالا نیز می باشد. بنابراین فضا کاملا مشخص است. در این حالت، امواج الیوت می تواند بسیار کمک کند و ما را به درک خوبی از موقعیت برساند.

در نمودار بالا، زیرمجموعه ای از ۵ موج کلاسیک موجود است که با شماره های ۱ تا ۵ نشان داده شده اند. این نوع شماره گذاری در امواج الیوت مرسوم است. یک عدد رومی بزرگ (I) را هم در این شکل می بینید که برچسبی برای اولین موج از درجه دوره می باشد. در آنجا و در موج ۵، علامت های سوال وجود دارد زیرا مطمئن نیستیم که جاهایی که برچسب را قرار داده ایم، درست است یا نه.

موج اول که اولین موج رو به بالاست، خود متشکل از پنج موج دیگر می باشد که انتظار می رود در جهت روند حرکت کنند. این امواج میانی در نمودار زیر از ۱ تا ۵ شماره گذاری شده اند.

موج ۲ اصلاحی است و ریز موج های آن مشخص نیستند اما در کل یک اصلاح قوی است و بیش از ۹۰ درصد از رشد موج اول را اصلاح می کند.

زیرساخت موج ۳ مانند موج ۱ مشخص نیست اما قطعا این موج محرک است و قیمت را نیز به بالای ۱۰۰۰ دلار برده است. ریز موج های آن هم پرتابی بوده اند. تشخیص ریز موج ها در اینجا دشوار است. موج ۴ یک اصلاح کلاسیک زیگزاگ می باشد که ریز موج های آن را می توان با حروف A، B و C نمایش داد.

امواج ۱ تا ۴ تکمیل شده اند و چالشی که ما با آن روبرو هستیم، تحلیل موج ۵ می باشد. ما مطمئن نیستیم که آیا این موج شروع شده است یا نه. شمارش این موج ها در تئوری آسان است اما در عمل دشوار می باشد. شمارش صحیح به شما در پیش بینی قیمت آینده کمک خواهد کرد.

انتهای دوره یا فضا برای حرکت؟

حال ما می دانیم که در موج ۵ هستیم و می دانیم که این موج از انتهای موج ۴ شروع شده است و کف اصلی آن در سال ۲۰۱۵، در حدود ۱۷۵ دلار بود. برای بیش از سه سال است که شاهد پیشرفت قیمت از این نقطه می باشیم و اوج قیمت بیت کوین هم تا به حال در این پیشرفت حاصل شده که نزدیک ۲۰۰۰۰ دلار بوده است.

موج ۵ بیت کوین بیش از موج های دیگر مورد توجه عموم قرار گرفته است و خوش بینی در مورد قیمت آن در میان عموم شایع شده است. بیت کوین تقریبا برای دو سال است که در الگوی اصلاحی بوده است.

موج ۵ را به شیوه های مختلفی می توان تعبیر کرد و شمارش ریز موج های آن دشوار می باشد. خوشبختانه علیرغم این دشواری، باز می توان به نتیجه گیری هایی کلی دست یافت. چیزی که می توانیم در مورد آن مطمئن باشیم این است که حرکت به ۲۰۰۰۰ دلار را نمی توان یکی از ریز موج های موج ۵ دانست. این حرکت برای قرار گرفتن در ریز موج های موج ۵ بسیار بزرگ است. بنابراین اگر ریز موج اول از موج ۵ قبل از قله ۲۰۰۰۰ تمام شده باشد، ریز موج ۲ باید به طرف پایین باشد. پس ریز موج ۳ باید ما را به قله برساند و موج های ۴ و ۵ نیز احتمالا همین رویداد را تکرار می کنند.

اگر قله ۲۰۰۰۰ دلار انتهای موج ۳ باشد، پس اصلاحی که ما حالا در آن هستیم را می توان به موج ۴ تعبیر کرد و انتظار داشته باشیم که موج ۵ ما را به یک قله جدید برساند. اما اگر این قله انتهای موج ۵ بوده باشد، پس موج اصلی آخر یا همان موج ۵ تمام شده است. این یعنی که این اصلاح بزرگترین اصلاح در تاریخچه بیت کوین خواهد بود و تمامی حرکت بیت کوین را از ابتدا اصلاح خواهد کرد.

سه عامل در تشخیص اعتبار این دو تفسیر به ما کمک خواهند کرد. عامل اول و دوم در ارتباط با اندازه و شکل موج ۵ در مقایسه با دو موج محرک دیگر در موج I می باشد. عامل سوم مربوط به ساختار موج از زمان قله ۲۰۰۰۰ دلاری می باشد.

اجازه دهید ابتدا نگاهی به دامنه قیمت در موج های ۱، ۳ و ۵ بیاندازیم. موج ۱ از ۶ سنت شروع شد و تا ۳۲ دلار رفت و این یعنی ۵۳۰ برابر شدن دارایی. موج ۳ از تقریبا ۲ دلار شروع شد و تا ۱۲۴۰ دلار رسید که این به معنی یک رشد ۶۲۰ برابری می باشد. موج ۵ تقریبا از ۱۷۵ دلار شروع شده است و اگر آن را تا قله ۲۰۰۰۰ دلار شمارش کنیم، رشدی ۱۱۰ برابری صورت گرفته است. این برای هر دارایی دیگری بسیار بزرگ است اما تنها کسری از حرکت های موج های ۱ و ۳ انجام شده است. اگر بخواهیم که این حرکت قیمت در موج ۵ با موج های ۱ و ۳ تطابق داشته باشد، باید حدود ۹۳۰۰۰ دلار تا ۱۰۹۰۰۰ دلار تمام شود. پس در این حالت می توان هدف خوبی را برای موج ۵ متصور بود.

حال اجازه دهید که مدت زمان تکمیل شدن موج های ۱، ۳ و ۵ را مورد بررسی قرار دهیم. موج ۱ حدودا ۲۵۱ روز به طول انجامیده است. موج ۳ نیز حدودا ۷۴۲ روز طول کشیده است و موج ۵ نیز اگر تا قله ۲۰۰۰۰ دلار محاسبه شود، حدودا ۱۰۶۸ روز به طول انجامیده است. پس مشاهده می کنیم که مدت زمان تکمیل شدن این موج ها به ترتیب بیشتر شده است.

البته اگر طبق الگو به بررسی بپردازیم و میزان افزایش موج ۳ به نسبت موج ۱ را در نظر بگیریم و همچنین تفاوت موج های اصلاحی ۲ و ۴ را لحاظ کنیم، متوجه می شویم که احتمالا موج ۵ در تاریخی بین سال های ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۱ تکمیل شود.

البته هیچ قانونی وجود ندارد که بگوید بازار همیشه باید متناسب حرکت کند و اینها همگی احتمالات و پیش بینی هستند. این احتمالات بر پایه سابقه بیت کوین بدست آمده و دقیق نیست. اگر موج ۵ تمام شده باشد، هدف ۱۰۰ هزار دلار ادعایی بیش نخواهد بود. برای بررسی دقیق تر ماجرا باید نگاهی دقیق و باریک بینانه به اتفاقات بعد از قله ۲۰,۰۰۰ دلاری انداخته شود. نظر شما چیست؟ کدام یک از این سناریو ها را برای قیمت بیت کوین محتمل می دانید؟ نظرات خود را با ما در میان بگذارید.

امواج الیوت

امواج الیوت

یکی از محبوب ترین رویکردهای تحلیل نمودارهای فنی مالی بورس، تئوری موج الیوت است. رالف نلسون الیوت، تئوری موج الیوت را در دهه 1930 توسعه داد. الیوت معتقد بود که بورس سهام، به طور کلی به گونه ای تصادفی و افسار گریخته رفتار می کند، در واقع با الگوهای تکراری معامله ها انجام می شود. او در اواخر زندگی خود پس از مدتها کار در امور مختلف حسابداری و تجارت، در سن 58 سالگی به دلیل بیماری درگذشت. وی تمام تلاش خود را براساس مطالعه رفتار بازار سهام معطوف کرده بود.

امواج الیوت در بورس

در این مقاله، به تاریخچه پشت پرده تئوری موج الیوت و چگونگی کاربرد آن در تجارت ، نگاهی خواهیم انداخت. راهنما : قبل از خواندن این مقاله میتوانید اصطلاحات پر کاربرد بورس را اینجا بخوانید.

تئوری موج الیوت

نظریه موج الیوت یکی از روشهای اصلی پیش بینی بازار است که مجموعه ای از قوانین و نظریه های تعاریف اساسی را به تحلیلگران فنی را ارائه می دهد. الیوت معتقد بود ساختار متداولتری برای چرخه ها و امواج بازارهای مالی وجود دارد و یکی از محبوب ترین روش هایی است که تحلیلگران فنی می توانند بازارهای مالی را با وجود طیف وسیعی از تکنیک ها مشاهده کنند .

الیوت برای نمودارهای سالانه ، ماهانه ، هفتگی ، روزانه ، ساعتی و نیم ساعته شاخصهای مختلفی را پوشش داد که 75 رفتار بورس را شامل می شود. تا نوامبر سال 1934، الیوت ایده های خود را با عنوان نظریه موج ارائه داد.

در اوایل دهه 1940، تئوری موج پیشرفت کرد و الگوهای رفتاری جمعی بورس را با فیبوناچی یا نسبت “طلایی” پیوند داد ، فیبوناچی یک پدیده ریاضی است که هزاره ها به عنوان یکی از قوانین فراگیر طبیعت شناخته می شده است.

موج های الیوت

موج های الیوت درالگوی اساسی الیوت از یک سری مراحل پنج مرحله ای در جهت روند اصلی بازارهای مالی پرده برداشت و به دنبال آن یک اصلاح سه مرحله ای در جهت مخالف بازارهای مالی ایجاد کرد. پنج موج اول در جهت اصلی به عنوان موج های یک تا پنج و به صورت دسته جمعی به عنوان موج انگیز (موج انگیزه) مشخص شدند. تصحیح سه موج بعدی مخالف به عنوان موج A ، B و C در مجموع به عنوان موج اصلاحی خوانده می شدند.

موج اصلاحی معمولاً دارای سه حرکت قیمت مشخص است – دو در جهت اصلاح اصلی (A و C) و دیگری (B) است. امواج 2 و 4 اصلاحی هستند. این امواج به طور معمول دارای ساختار زیر می باشند:

توجه داشته باشید که امواج A و C در جهت روند ی با موج بزرگتر حرکت می کنند ، بنابراین تکانشی هستند و از پنج موج تشکیل شده اند. در مقابل ، موج B ضد روند و اصلاحی است و از سه موج تشکیل شده است.تشکیل موج انگیزه و به دنبال آن موج اصلاحی درجه موج الیوت را تشکیل می دهد که از روندها و تقابل ها تشکیل شده است .

امواج الیوت به زبان ساده

الیوت اظهار داشت که روند قیمت های مالی ناشی از غالب روانشناسی سرمایه گذاران است و نوسانات در در بازارهای مالی با همان الگوهای در حال تکرار یا “موج” ظاهر می شوند. اطلاعات مفید در مورد معاملات بازارهای دو طرفه را اینجا بخوانید.

نظریه الیوت تا حدودی به نظریه داو شباهت دارد زیرا هر دو مربوط به تشخیص حرکت موج دار قیمت سهام می باشد . اما الیوت علاوه بر این ، ماهیت ” تکراری بودن ” بازارها را نیز به رسمیت شناخت و توانست جزئیات بیشتری را تجزیه و تحلیل کند. (موج ها ساختارهای ریاضی هستند که در مقیاس کوچکتر بی نهایت تکرار می شوند) و کشف کرد که الگوهای قیمت سهام بورس به همین روش ساختار یافته اند و پس از این شروع به بررسی این کرد که چگونه می توان از این الگوهای تكرار شونده به عنوان شاخص های پیش بینی كننده بازار در آینده استفاده کرد.

پیش بینی های بازار بر اساس الگوهای موج

الیوت پیش بینی های دقیقی از سهام بورس را بر اساس ویژگی های غیر قابل تکرار و فراکتال در الگوهای موج انجام داد.

این الگو، در مقیاس های همیشه کوچکتر تکرار می شدند و الیوت در دهه 1930 از این ساختار فراکتال در بازارهای مالی پرده برداشت و تنها چند دهه بعد دانشمندان فراکتالها را تشخیص داده و آنها را به صورت ریاضی نشان دادند.

الگوهای موج برای تحلیل بورس

در بازارهای مالی ما می دانیم که “آنچه بالا می رود ، باید پایین بیاید” ، زیرا حرکت قیمت بالا یا پایین همیشه با یک حرکت مخالف دنبال می شود و عمل قیمت به روند و اصلاحات آن بستگی دارد روندها جهت اصلی قیمت ها را نشان می دهد ، در حالی که اصلاحات در جهت روندها حرکت می کند.

درجه های موج الیوت

از آنجا که امواج الیوت یک فراکتال است ، درجه های موج از نظر تئوری همیشه به صورت بزرگتر و کوچکتر گسترش می یابند.

الیوت بر این تاکید داشت که صرفاً به دلیل اینکه بازار همیشه کامل نیست ، به راحتی قابل پیش بینی نمی باشد به همین دلیل از نظر کاربرد عملی ، اصل موج الیوت مانند سایر روشهای تحلیل بورس محرمانه ماند.

برخی از تحلیلگران فنی با استفاده از تئوری موج الیوت سعی در کسب سود از طریق الگوهای موج در بازار سهام را داشته اند. زیرا که با این فرضیه حرکت قیمت سهام را می توان تحلیل های الیوت پیش بینی کرد چرا که حرکت قیمت درالگوهای بالا و پایینی به نام امواج که توسط روانشناسی سرمایه گذاری ایجاد شده تکرار می شود.

تئوری الیوت انواع مختلفی از امواج را مشخص کرده است ، از جمله امواج حرکتی ، امواج ضربه ای و امواج اصلاحی. البته همه معامله گران تئوری الیوت را به یک روش تفسیر می کنند ، زیرا قبول دارند که این استراتژی تجاری موفق است زیرا که تمام تجزیه و تحلیل موج الیوت به خودی خود برابر با یک طرح منظم نیست و به شما کمک می کند تا حرکات قیمت را به روشی بسیار دقیق تر پیش بینی کرد.

در اخر تئوری موج الیوت یک روش معامله ای نیست وهیچ قاعده خاصی برای آن وجود ندارد همچنین یک روش “صحیح” برای استفاده از آن در تجارت وجود ندارد. در نتیجه ، بسیاری از معامله گران و تحلیل گران فنی از نظریه الیوت استفاده نمی کنند ، نه به دلیل عدم درک آن بلکه به دلیل ماهیت ظاهرا و ذهنی نحوه استفاده از آن. با این وجود سرمایه گذاران موفق و همچنین تاجران حرفه ای بسیاری از الگوهای موج الیوت در تجارت خود استفاده کرده اند و با وجود این تکنیک را منحصر به فرد توانستند موفق شوند.

معرفی سبک های مختلف الیوتی

الیوت “نظریه امواج الیوت” را در نیمه نخست قرن بیستم به بازار سرمایه معرفی کرد. او با بررسی قیمت ها در بازار سرمایه متوجه شد نه تنها تغییرات قیمت کاملا منظم است بلکه از ساختار خاصی که با طبیعت نیز هماهنگی و هارمونی کامل دارد، پیروی می کند. با این کشف او توانست مکانیزمی برای پیش بینی حرکات قیمت در بازار سرمایه طراحی کند. الیوت این کار را با ابداع الگوهایی که در بازار به صورت مرتب تکرار می شدند انجام داد.

معرفی سبک های مختلف الیوتی

الیوت بر این باور بود که هر عرصه ای که در آن جنب و جوش و فعالیت مردم زیاد باشد، حرکت ها بر اساس قاعده ای طبیعی که او آن را نظریه موج، برگرفته از حرکت امواج دریا، می خواند، انجام می شود و البته پر واضح است که بزرگترین نمود چنین بالا و پایین شدنی، بازار سرمایه است.

الیوت به مدد هوش و نبوغ شگفت انگیزش، با بررسی نمودارهای صنایع داوجونز توانست مجموعه ای از اصول و قوانینی تدوین کند که در آن زمان این قواعد کلیه حرکت های بازار مالی آن دوران تا سال 1940 را توجیه می کرد.

در آن سال ها هنگامی که سرمایه گذاران بر این باور بودند که محال است شاخص داوجونز سقف سال 1929 را بشکند و اعداد فراتری را تجربه کند، الیوت بازار افزایشی و شدیدی را برای چند دهه پیش بینی کرد و امروز شاهدیم اکثر پیش بینی های او تحقق یافته است.

هر قدر در شرایط غیر قابل پیش بینی اقتصاد مانند رکودهای اقتصادی، جنگ های بزرگ، بازسازی های پس از جنگ و شکوفایی های اقتصادی بیشتر تامل می کنیم، بهتر درک می کنیم که نظریه امواج الیوت کاملا متناسب با واقعیت های زندگی است. این مهم سبب ایجاد اطمینان بیشتر به این اصل انکار ناپذیر می شود.

در سال ۱۹۳۹ نظریات الیوت با کمک سی جی کولینز، طی مقالاتی که در مجله فایننشال ورلد منتشر شدند، مورد توجه وال استریت قرار گرفت . طی دهه های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ ( پس از مرگ الیوت )، همیلتون بولتون کارهای او را پیش برد. در سال ۱۹۶۰ بولتون کتاب اصل امواج الیوت را نوشت. پس از مرگ الیوت ، تقریبا این کار از جمله ی نخستین کارهای عمده ای بود که انجام شد.

سبک پریچر:

رابرت پریچر دست نوشته های الیوت را گردآوری و آنها را بازنویسی کرد و معرفی دوباره امواج الیوت مرهون زحمات ایشان است. پس از الیوت و همکارش بولتون تقریبا می توان گفت اولین فردی که شروع به تحقیق و توسعه در مورد امواج الیوت کرد پریچر بود. امواج الیوت همانند هر علم دیگری با گذشت زمان نیازمند توسعه بیشتر و به روز رسانی می باشد تا بتواند همگام با تغییرات در طول زمان پیشروی نماید.

الیوت بیشتر زمان خود را صرف مبانی و کلیات الگوها علی الخصوص امواج ایمپالس (شتابدار) کرده بود از این رو با گذشت زمان و افزایش تعداد معامله گران، به پیچیدگی های بازار افزوده می شد و کار با تئوری امواج الیوت سخت تر می نمود. پریچر توانست توضیحات بیشتری را به تئوری اصلی اضافه نماید از جمله توضیحات مفیدی در مورد امتداد در الگوهای ایمپالس، کانال تحلیل های الیوت کشی، تناوب، جنبه های ریاضی و فیبوناچی در امواج الیوت، توضیحات مختصری در مورد کارکشن (اصلاحی، تصحیحی) های استاندارد و توضیحات بسیار مختصرتری در مورد ترکیبات کامپلکس در کارکشن ها ارائه کرد.

در آن زمان امواج ایمپالس زیادی در نمودارها وجود داشت از این رو شاید بررسی کارکشن های سخت و دشوار خیلی مفید فایده نبود. اکثر توضیحات تکمیلی که پریچر ارائه کرد، هر چند در زمان خود بسیار مفید بود اما تقریبا همه ی آن ها را در قالب “راهنما” منتشر کرد.

یکی از ضعف های بزرگ پریچر همین امر بود چرا که عملا “راهنما” ها قوانین الزام آور نبودند که بتوانند در تصمیم گیری معامله گران نقش اصلی را ایفا کنند. این راهنماها اگر در چارتی بودند، الگوها به ایده آل های پریچر نزدیک می شدند و اگر نبودند عملا مشکلی در الگوها و شمارش های الیوتی ایجاد نمی شد. همچنان در بازار دو مشکل بزرگ برای معامله گران به روش الیوت وجود داشت. عدم وجود قوانین سرسختانه و محکم برای تشخیص امواج ایمپالس و عدم تبیین دقیق کارکشن ها.

نکته ای که جالب است بدانید رابرت فارغ التحصیل روانشناسی است و تئوری الیوت را بوسیله نظریه سوشیونومیکس socionomics به اقتصاد، اجتماع، سیاست و … بسط داد. فراگیری تئوری موجی الیوت بدلیل پیش بینی های حیرت آور ایشان با این روش بوده است و اکثریت تحلیل گران موجی در دنیا پیرو ایشان هستند.

از اساتید دیگری که عملا دنبال روی پریچر بود و توانست توسعه ی بیشتری در کارکشن های کامپلکس دهد رابرت بالان بود. بالان علی رقم توسعه بیشتر کارکشن های کامپلکس همچنان نتوانست قوانین الزام آور در این مورد پیدا کند و همچنین نتوانست حلقه ی مفقوده بحث درجه و چگونگی کنش این ترکیبات پیچیده با الگو های مجاور را کشف کند. جفری کندی نیز مطالب مفید بیشتری را نتواست به الیوت اضافه کند و بیشتر سعی کرد به کاربردهای عملی الیوت در بازار بپردازد. وین گورمن و کنستانس براون و بیشتر اساتید دیگر بیشتر دنباله روی رابرت بوده اند.

سبک گلن نیلی:

گلن نیلی آخرین استاد نام آشنا و نابغه ی دنیای الیوت در سال 1980 شروع به تحقیق بیشتر کرد. این تحقیقات به منظور روشن کردن دقیق و فنی الگوهای ایمپالس و کارکشن های استاندارد و غیر استاندارد و تفاوت های ریزبینانه آنها انجام شد. در نهایت این تحقیقات در سال 1987 تکمیل شد و در قالب کتاب Mastering Elliott Wave Analysis (این کتاب با نام استادی در تئوری موجی الیوت ترجمه ناصر دادگستر منشتر شده).

گلن نیلی در طول این سالها توانست اکثر ضعف های روش های قبلی را مرتفع نماید و انقلابی عظیم در تئوری موجی الیوت بنا نهاد. سبک حاضر با هدف ایجاد یک ترقی چشمگیر در قابلیت بقای تئوری موجی الیوت نوشته شده و این هدف را با مطرح کردن یک رویکرد عملی و کاربردی پیرامون تحلیل بازارها انجام می دهد. این رویکرد ابتکاری که با تحلیل موجی الیوت به سبک نیلی شناخته می شود و به نئوویو شهرت دارد.

حین مطالعه این سبک ، به سرعت در خواهید یافت که شبیه هیچ سبک دیگری در حوزه ی تحلیل بازارها نیست. آنچه در این سبک معرفی شده ، اولین رویکرد گام به گام درباره تئوری موجی الیوت می باشد که تا کنون به رشته ی تحریر در آمده است. هیچ جنبه ای از این تئوری نمانده که شما بخواهید در آن تعمق و تحقیق کنید. تمام جرئیات کاملا شرح داده شده است به طوری که هر جمله ای وقف چیزی شده است.

گلن نیلی در طول 37 سال گذشته توانست با پیش بینی های بی نظیر خود توانایی سبک نئوویو را به اثبات برساند. آخرین پیش بینی او کاهش قیمت طلای جهانی از محدوده ی 1900 دلار به محدوده ی 1000 دلار می باشد که در مخیله ی بهترین تحلیل گران جهان نمی گنجید و خیلی ها 5 سال قبل او را در نشریات خود “دیوانه” نامیدند.

به تفاوت های عمده ی سبک نیلی با سایر سبک های الیوتی می توان به صورت خلاصه اشاره کرد :

●تعاریف مبهم تک موج در نمودارهای میله ای (یا کندل استیکی) را با ابداع دیتای خطی با عنوان کش دیتا مرتفع کرد.
●تدوین قوانین اضافه ای در مورد امواج ایمپالس (شتابدار) برای پایان دادن به اما و اگرهای موجود در “راهنما”ها.
●تدوین قوانین ساختاری به منظور مرتبط ساختن هر الگو با الگوی مجاروش.
●تدوین قوانین دقیق و کاملا کاربردی درجه به منظور ترکیب الگوها.
●تشریح بسیار کامل تمام کارکشن های استاندارد با ابداع قوانین منحصر به فرد.
●تشریح بسیار کامل کارکشن های کامپلکس و نحوه ی کنش آنها با باقی الگوهای بازار با ابداع قوانین روانشناسی.
●ابداع قوانین منطق در بازار و کشیدن خط بطلان بر دیدگاه صرفا ریاضی وار در بازار.

در مورد گلن نیلی و ویژگی های این سبک منحصر به فرد ساعت ها می توان صحبت کرد. بزرگترین نقص این سیستم ، زمان بر بودن یادگیری آن است که نیلی بارها بر آن تاکید داشته است و نمی توان در اندک زمان یکی دو ماهه به فراگیری آن پرداخت.

سبک ماینر:

سبک ماینر یک سبک معاملاتی است نه تحلیلی، بنابراین ماینر یک سبک تحلیلی مخصوص بخود استفاده نمیکند (قیمت، الگو، زمان) بلکه با ترکیب بهینه از ابزارهای موجود که شاید برگرفته از اطلاعات و سبک تحلیلی دیگران باشد استفاده میکند. برای داشتن یک معامله موفق هنر استفاده از الیوت فقط در جهت یک ورود و خروج موفق در معامله گری، استفاده بیشتر از ابعاد مختلف بازار به جز قیمت از بارزترین ویژگیهای سبک ماینراست.

بیشترین تمرکز ایشان بر داشتن یک موقعیت معاملاتی ایده آل با بیشترین احتمال موفقیت از ورود تا خروج .او از هر دیدگاه جدیدی در جهت ارتقا این شرایط استفاده میکند. به عقیده ماینر استفاده از الیوت تا زمانی که به ایجاد یک شرایط معاملاتی ایده ال کمک کند میتواند کارساز باشد. ظرافت خاص در نوع ورود و خروج بازار از وِیژگیهای سبک معاملاتی ماینر است.

سبک ایان کوپسی:

اصول موجی الیوت به‌طور گسترده‌ای توسط معامله گران جهت پیش‌بینی چرخه‌های بازارها مورد استفاده قرار میگیرد؛ اما ایان کوپسی یک اشتباه اساسی را در شیوۀ توسعۀ ساختارهایی که رفتار قیمت را تعریف می‌کند کشف نمود. او در کتاب خود با نام harmonic elliott wave ( با ترجمه مهدی مهدی میرزایی) چگونگی تعدیل در ساختار امواج انگیزشی الیوت را توضیح می‌دهد و نشان میدهد چه چیزی در اصول موجی اشتباه است و با تعیین ساختارهای تعدیلی‌ ها اجازه می‌دهد تا پیش‌بینی معاملاتی دقیق‌تری داشته باشیم).

ایان کوپسی بیان می‌دارد روشی که به این کشف منجر شده، نسبت‌های ریاضی مشترکی هستند که بخش‌های مختلف ساختار موجی را به هم پیوند می‌دهند. وی نمونه‌های عملی باارزشی برای توضیح یافته‌های خود ارائه کرده است. «ایان کوپسی» نشان می‌دهد که امواج درواقع چگونه توسعه می‌یابند و تصورات غلطی که الیوتیسین ها برای سال‌ها ترویج نموده‌اند را رد می‌کند. وی از روش‌های خود با این دلیل که امواج باید دارای نسبت‌های مشترک تحلیل های الیوت متداول باشند دفاع می‌کند و کمک می‌کند تا خواننده نسخۀ تعدیل‌شده اصول موجی را با درک و دقت بیشتری به کار ببرد.

ایان کوپسی عقیده دارد که یک اشتباه اساسی در اصول موجی محبوب الیوت وجود دارد و بیان می‌دارد روش تعدیلی‌اش به‌وسیلۀ آزمون‌وخطا این اشتباهات را رفع نموده است تا تحلیل دقیق‌تری ارائه شود.هماهنگی در امواج الیوت باید توسط افرادی موردمطالعه قرار بگیرد که به اصول موجی الیوت ایمان‌دارند و در آن به سطح مهارت یا استادی رسیده‌اند.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا