بهترین ربات فارکس

رویای یک شبه پولدار شدن

سعید پویش اختصاص دلار 4200 تومانی در حال حاضر نه تنها مشکلی را از مردم حل نکرد بلکه ایجاد یک رانت جدید کرده است. این در حالیست که هنوز تکلیف رانتخواری های گذشته مشخص نشده است هر چند جلسات متعددی نیز در این باره در مجلس و دولت گذاشته شده و حتی اقدامی که در دو جلسه اخیر ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی صورت گرفته مرور اشتباهات گذشته بوده، اشتباهاتی که سبب شد عده ای از آن فضا سوءاستفاده کنند . یعنی باگذشت این همه سال هنوز مشکلات و اشتباهات گذشته مستند نشده است. با اینکه ما یکبار دیگر هم تحریم شده ایم. هیچ سندی از تجربه های گذشته در اختیار دولت فعلی قرار نگرفته است . وهمینطور این دولت هم نتوانسته تا امروز راهکار اجرایی مناسبی برای محافظت دلار 4200تومانی از دست رانت خواران ارایه کند. هر چند سامانه نیما به همین منظور تشکیل شد اما به قول نایب رییس مجلس " رانتخواران به راحتی در سامانه نیما معامله کرده و اقداماتی انجام می دادند که این سامانه نیز مرکز رانت شده بود" . هر چند دولت بخواهد افرادی را مامور رسیدگی به این امور بکند باز هم جلوی رانت دلار 4200 تومانی را نخواهد توانست بگیرد.چرا که از ابتدا چند نرخ شدن ارز در جامعه ما اشتباه بود. به نظر می رسد بانک مرکزی از استقلال کافی برای تصمیمات بانکی برخوردار نیست و دولت با نگاه سیاسی روند کار بانک مرکزی را کند تر کرده است. در جامعه ای که همه میل به کار تجاری زود بازده دارند. با رویای یک شبه میلیاردر شدن اندوخته های خود را راهی بازار می کنند عده ای خانه شان را می فروشند. عده ای دیگر بخاطر برخورداری از رانت دولتی سرمایه های سرگردان را به قصد سود بیشتر وارد خرید وفروش ارز می کنند. می بینیم که تورم هر روز بیشتر و بیشتر می شود. مشکل بزرگ جامعه ما در واقع طمع به وجود آمده بین برخی مردم و مسوولان است. اینکه همه می خواهند یک شبه پولدار شوند. اینکه برنامه ریزی های غلط گذشته باعث شده جامعه به سمت مصرف گرایی صرف پیش برود. معنای تولید همان سرهم بندی کردن قطعات چینی باشد. و حالا نیز عقب نشینی دولت از سیاست جدید ارزی و ایجاد بازار ثانویه ارز منجر به چند نرخی شدن مجدد بازار ارز و ایجاد بیشتر رانت و فساد در جامعه خواهد شد. سیاستی که متاسفانه بازار پولی را از چاله به چاه خواهند انداخت و تبعات ناگوار آن را در بازار ارز شاهد خواهیم بود . ارز توافقی یعنی صادرکننده ارزی را که در اختیار دارد با یک قیمت توافقی به وارد کننده بفروشد که این امر به نوبه خود می‌تواند موجب ناهنجاری‌هایی در بازار ارز شود. با راه اندازی بازار ثانویه ارز، قیمت‌ها در بازار چند نرخی و شرایط متفاوت می شود، درحالیکه فقط باید یک نرخ بر بازار حاکم باشد و عرضه و تقاضا آن نرخ را تعیین کند، در غیر این صورت شاهد نابسامانی در بازار خواهیم بود.

طمع و رویای یک شبه پولدارشدن!

سعید پویش

اختصاص دلار 4200 تومانی در حال حاضر نه تنها مشکلی را از مردم حل نکرد بلکه ایجاد یک رانت جدید کرده است. این در حالیست که هنوز تکلیف رانتخواری های گذشته مشخص نشده است هر چند جلسات متعددی نیز در این باره در مجلس و دولت گذاشته شده و حتی اقدامی که در دو جلسه اخیر ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی صورت گرفته مرور اشتباهات گذشته بوده، اشتباهاتی که سبب شد عده ای از آن فضا سوءاستفاده کنند .

یعنی باگذشت این همه سال هنوز مشکلات و اشتباهات گذشته مستند نشده است. با اینکه ما یکبار دیگر هم تحریم شده ایم. هیچ سندی از تجربه های گذشته در اختیار دولت فعلی قرار نگرفته است . وهمینطور این دولت هم نتوانسته تا امروز راهکار اجرایی مناسبی برای محافظت دلار 4200تومانی از دست رانت خواران ارایه کند.

هر چند سامانه نیما به همین منظور تشکیل شد اما به قول نایب رییس مجلس " رانتخواران به راحتی در سامانه نیما معامله کرده و اقداماتی انجام می دادند که این سامانه نیز مرکز رانت شده بود" .

هر چند دولت بخواهد افرادی را مامور رسیدگی به این امور بکند باز هم جلوی رانت دلار 4200 تومانی را نخواهد توانست بگیرد.چرا که از ابتدا چند نرخ شدن ارز در جامعه ما اشتباه بود.

به نظر می رسد بانک مرکزی از استقلال کافی برای تصمیمات بانکی برخوردار نیست و دولت با نگاه سیاسی روند کار بانک مرکزی را کند تر کرده است.

در جامعه ای که همه میل به کار تجاری زود بازده دارند. با رویای یک شبه میلیاردر شدن اندوخته های خود را راهی بازار می کنند عده ای خانه شان را می فروشند. عده ای دیگر بخاطر برخورداری از رانت دولتی سرمایه های سرگردان را به قصد سود بیشتر وارد خرید وفروش ارز می کنند. می بینیم که تورم هر روز بیشتر و بیشتر می شود.

مشکل بزرگ جامعه ما در واقع طمع به وجود آمده بین برخی مردم و مسوولان است. اینکه همه می خواهند یک شبه پولدار شوند. اینکه برنامه ریزی های غلط گذشته باعث شده رویای یک شبه پولدار شدن جامعه به سمت مصرف گرایی صرف پیش برود. معنای تولید همان سرهم بندی کردن قطعات چینی باشد.

و حالا نیز عقب نشینی دولت از سیاست جدید ارزی و ایجاد بازار ثانویه ارز منجر به چند نرخی شدن مجدد بازار ارز و ایجاد بیشتر رانت و فساد در جامعه خواهد شد. سیاستی که متاسفانه بازار پولی را از چاله به چاه خواهند انداخت و تبعات ناگوار آن را در بازار ارز شاهد خواهیم بود .

ارز توافقی یعنی صادرکننده ارزی را که در اختیار دارد با یک قیمت توافقی به وارد کننده بفروشد که این امر به نوبه خود می‌تواند موجب ناهنجاری‌هایی در بازار ارز شود.

با راه اندازی بازار ثانویه ارز، قیمت‌ها در بازار چند نرخی و شرایط متفاوت می شود، درحالیکه فقط باید یک نرخ بر بازار حاکم باشد و عرضه و تقاضا آن نرخ را تعیین کند، در غیر این صورت شاهد نابسامانی در بازار خواهیم بود.

روزنامه ثروت

روزنامه ثروت به سایت روزنامه ثروت خوش آمدید .

صفحات اجتماعی ما

© کلیه حقوق مطالب این پایگاه متعلق به «ثروت نیوز» است. طراحی شده توسط تیم دیجیتال مدیر

شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای/ رویای یک شبه پولدار شدن

با دیدن رویای یک شبه پولدار شدن خانه سکانس هایی از فیلم های قدیمی از ذهنم می گذشت.خانه ای کلنگی با پنجره های چوبی که هر لحظه ممکن بود فرو بریزد. تابلویی بزرگ و .

شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای/ رویای یک شبه پولدار شدن

تجربه حضور در یک شرکت بازاریابی شبکه‌ای/
با دیدن خانه سکانس هایی از فیلم های قدیمی از ذهنم می گذشت.خانه ای کلنگی با پنجره های چوبی که هر لحظه ممکن بود فرو بریزد. تابلویی بزرگ و امروزی که تضاد کامل با عمر ساختمان داشت، بر سر درورودی نصب شده بود. انگار تابلو می خواست عمر ساختمان را پنهان کند و مراجعان را متقاعد کند که جوان است. تابلو، آنقدر پرنور بود که چشم را می زد و با خط درشت نام شرکت را فریاد می زد: «شرکت بازاریابی شبکه ای. »

دو پله ورودی را با یک گام بلند طی کرده و وارد شرکت شدم. هیچ شباهتی به یک شرکت معمولی نداشت. برخلاف شرکت های معمولی که چندین کار مند پشت میز نشسته اند، این جا همه ایستاده بودند و حرف می زدند. داخل سالن گروه هایی دو یا سه نفره دیده می شدند. آنچنان گرم صحبت کردن با یکدیگر بودند که محیط اطراف را از یاد برده بودند.یکی می گفت و بقیه می شنیدند. گویا ساحری دارد ورد می خواند و بقیه مسحورانه او را می نگرند.

جوانانی که هورا می کشیدند

پیدا کردن«بالاسری» مورد نظر من در میان آن جمعیت جوان سحر شده کار مشکلی بود.«بالاسری» کسی بود که می خواست بازاریابی شبکه ای را به من معرفی کند. شنیده بودم که از قدیمی های این کار است و با کلی پارتی بازی از او وقت گرفته بودم.با یک تماس تلفنی به سمت حیاط جنوبی ساختمان هدایت شدم.جمعیت جوانی که هماهنگ با یکدیگر مشغول کف زدن بودند، توجهم را به خود جلب کردند.برگه پشت در نشان می داد کلاس آموزشی است. البته هیچ شباهتی به کلاس نداشت و بیشتر شبیه ورزشگاه بعد از به ثمر رسیدن گل بود.

انتهای کلاس مادری سعی داشت به زور فرزند سه چهار ساله خود را آرام کند تا این فرصت به ظاهر طلایی را به خاطر گریه فرزندش، از دست ندهد.ردیف های جلویی با دختران و پسران جوانی پر شده بود که تمام حواسشان به مربی بود که با هیجان برای آن ها صحبت می کرد وهر از چند گاهی آن ها را مجبور می کرد تا جملاتی را هماهنگ با هم فریاد بزنند. این صحنه را قبلا در کلاس های ترک اعتیاد دیده بودم.

ساعت 5 بعد از ظهر است.آفتاب همچنان گرم و سوزنده می تابد.گروه های دو یا سه نفره و بعضا افرادی تنها در حیاط هم دیده می شوند.گویی آفتاب برای آن ها سرد و دلپذیر است.گروه ها بی وقفه در حال صحبت کردن با یکدیگر هستند.ولی آن هایی که تنها گوشه ای نشسته اند به آدم هایی می مانند که در حال حلاجی کردن صحبت های تمام شده چند دقیقه قبل هستند.یک جنگ تمام عیار درون خود راه انداخته اند.کلافگی از سر ورویشان می بارد بالاخره به محل قرار رسیدم. زیر درخت گردوی کهن سالی نشسته بود.حدودا 26 سال داشت.ظاهرش آراسته بود و هرچند ثانیه یک بار لبخند می زد. مردی مودب که تا من ننشینم، نمی نشیند.خود را کاوه معرفی می کند.

پای صحبت‌های بالاسری

اولین سوالش که در مورد سابقه کاری من است، با جواب منفی روبه رو می شود.چشمانش برق می زند.جهت و محتوای صحبت هایش با همین یک سوال ابتدایی مشخص می شود.محتوایی که متناسب با یک فرد بی تجربه است.

تعریف او از بازاریابی شبکه ای اصلا مورد انتظار من نیست.هیچ حرفی از تعریف ساختار و قوانین نمی زند.او بازاریابی شبکه ای را رشد شخصیت، حس همدلی، روش جدید توزیع کالا و تغییر فرد می داند. این که حس همدلی در لغت نامه او چگونه معنا می شود، نمی دانم. ولی تلاشی که بین بازاریابان برای فروش بیشتر به چشم می خورد نه تنها هیچ حس همدلی در آن موج نمی زند بلکه بیشتر به رقابت با خشمی زیر پوستی می ماند و هر بازاریاب تمایل دارد تا رقیب را با بدترین شکل ممکن پشت سر بگذارد تا پیروز این میدان باشد.

آمریکا و بازاریابی شبکه‌ای

او معتقد بود بازاریابی شبکه ای با همراه کردن مردم کشور با خود و بالا بردن حس همدلی میان آن ها باعث رشدفرهنگی و اقتصادی کشور شده است و اگر این مسیر ادامه پیدا کند، ایران به یک ابر قدرت مانند آمریکا تبدیل می شود، چرا که آمریکا نیز این مسیر را طی کرده است. صحبت هایش مرا یاد خبری می اندازد که نمی دانم چه زمانی خواندم. فقط اصل خبر را خوب به یاد دارم. خبر مربوط به آمریکا بود. سازمان تجارت فدرال آمریکا اعلام کرده بود که شرکت های شبکه ای خطرناک اند. چرا که در صورت فروپاشی هرم به جز افراد اولیه هرم که تعداد قلیلی هستند بقیه دست خالی می مانند.

پیشنهاد این سازمان این بود که بهتر است در برنامه ای که حقوق شما به جای فروش خودتان به تعداد زیرمجموعه های شرکت بستگی دارد، وارد نشوید، به خودم می آیم. کاوه همچنان دارد با انرژی صحبت می کند. انگار نه انگار حواسم پرت شده. حرف هایش ربطی به بازاریابی شبکه ای ندارد. می گوید: انسان ها در ذات خود تمایل دارند عضو گروه شوند و زمانی وارد گروه می شوند که از شرایط موجود ناراضی بوده و می خواهند فضا را تغییر دهند.بازاریابی این امکان را فراهم می کند که با عضویت در گروه هایی در این شبکه بتوانند شرایط را تغییر داده و به دستاورد های خوبی برسند.حرف های بالاسری فاصله زیادی با یافته های تحقیق های علمی دارد. آمار های جهانی نشان می دهد که تنها 10 درصد از فروشندگان شرکتAmway s ، که یکی از باقدمت ترین و بزرگترین شرکت های مبتنی بر بازاریابی شبکه ای در آمریکا ست، می توانند درآمدی داشته باشند. این تحقیق به وضوح با اظهارات این فرد در تضاد است.

کاوه لازمه ورود به این حرفه را خرید اولیه عنوان کرد.یعنی برای ورود رسمی به شرکت حتما باید مبلغی از کالا های شرکت خریداری کنید. حتی وقتی در کار جلوتر می روی و ماه ها هم سودی دریافت نمی کنی باید برای بقای خود در شرکت، خرید هایی را ماهیانه انجام دهی.

امان از خریدهای اجباری

هفته پیش با دختری حدودا بیست و دو سه ساله آشنا شدم.خود را سیما معرفی کرد.به تازگی از یکی از این شرکت ها بیرون آمده بود.در حالی که دل پری داشت، عنوان کرد به خاطر همین خرید های اجباری مجبور شدم موبایلم را بفروشم و از ترس سرزنش خانواده تا به حال آن را در خانواده عنوان نکرده ام.یا از پسری یاد می کرد که همانند او، برای داشتن پول این خرید های اجباری، مجبور شده بود کفش چرمی که هدیه خانواده اش برای ترک اعتیاد او بود، بفروشد.

با این که یکی از قوانینی که این شرکت ها بر اساس آن تدوین شده اند، عدم اجبار به خرید اولیه است ولی تعداد زیادی از این شرکت ها این قانون را رعایت نمی کنند.

کاوه همچنان مشغول صحبت است و ادامه می دهد: در برخی از شرکت های بازاریابی شبکه ای در هنگام جذب افراد، ازجوگیر مارکتینگ استفاده می کنند به نحوی که توهم یک شبه پول دار شدن را در آن ها زنده می کنند.در حالی که خود ادعا می کرد، در شرکت فعلی حقایق گفته می شود.صدای کف زدن کلاس آموزشی این دفعه با جیغ و سوت همراه است.شعارهایشان را باهیجان بیشتر و تن صدای بلند تری تکرار می کنند، انگار موضوعی آن ها را به شدت تحت تاثیر قرارداده و جوگیر شده اند.

او دلیل انتخاب شرکت فعلی برای انتخاب فعالیت هایش را سابقه، پشتوانه مالی و تیم آن شرکت بیان می کند و تاکید می کند که مردم عاشقانه انتخاب می کنند و سعی می کنند عاقلانه با آن زندگی کنند در حالی که باید عاقلانه انتخاب کرد و عاشقانه زندگی کرد.چندی پیش تعدادی از لیدر های شرکتهای بازاریابی شبکه ای مختلف، عنوان کرده بودند که تمام بازاریابان، همه عضو یک خانواده هستند و تنها هدف همه آنهاارتقا و پیشرفت کشور است.چگونه است که همه بازاریابان شرکت های مختلف یک هدف دارند در حالی که بازاریابان هر شرکت خود را برتر از بازاریابان شرکت های دیگر می دانند؟

صحبت های کاوه به دستمزد و پورسانت می رسد. موضوعی که دلیل اصلی حضور من در این شرکت است. او می گوید: پورسانت افراد بر اساس طرح های درآمد زایی که در قانون شرکت تدوین شده پرداخت می شود.درحالی که تمایلی به باز رویای یک شبه پولدار شدن شدن این موضوع ندارد ولی به اصرار من بیشتر توضیح می دهد: 50درصد از سود فروش عاید تولید کننده می شود.24 درصد پورسانت فروشنده، 5 درصد پورسانت نسل اول و همین طور تا هفت نسل ادامه پیدا می کند.تمایلی به صحبت کردن در مورد پورسانت های دریافتی خودش ندارد.با یک لبخند موضوع دیگری را پیش می کشد و سعی می کند از افتخارات این حرفه بگوید تا مطالبی که حتی خود نیز جوابی برای آن ها ندارد.

نفع مصرف کننده از بازاریابی شبکه‌ای؟

کاوه می گوید کار ما خیلی به نفع مصرف کننده تمام می شود، ما واسطه ها را حذف می کنیم تا به مصرف کننده خدمت کرده باشیم. با این حال نتایج تحقیقات چیز دیگری را نشان می دهد. سید مهدی نریمانی یکی از پژوهشگران این حوزه است که در مقاله علمی خود می نویسد:

یکی از تخلفات مهم این شرکت ها، عملکرد وارداتی آن شرکت هاست چرا که شرکت های بازاریابی شبکه ای به صورت یک ویترین عمل می کنند و تبدیل به یک وارد کننده انحصاری شده اند.محصولاتی را عرضه می کنند که خود تولید کننده آن نیستند و در حال حاضر حداقل یک واسطه بین تولید کننده و مصرف کننده وجود دارد.موضوع فقهی این حرفه هم شدیدا فکرم را درگیر خود کرده بود چرا که برخی از مراجع کلا این حرفه را جایز نمی دانند و برخی نیز تنها پورسانت فرد فروشنده را حلال می دانند و معتقدند پورسانت دهی از نسل اول به بعد از نظر فقهی جایز نمی باشد. گذشته ازاین یکی از موارد اساسی مطرح درباره این شرکت های بازاریابی نوع جنس، کیفیت آن و مبادی ورودی این اجناس و تاثیراتی که روی تولید داخلی می گذارد می باشد که در گزارشی دیگر به ابعاد و جزئیات این مسئله خواهیم پرداخت.

در راه بازگشت به فن بیان و مهارت های گفت وگوی کاوه فکر می کردم کاوه آنقدر جذاب بود که هر کسی را بتواند با جادوی جملات روانشناسی، موفقیت، اقتصاد و. خام کند. در مسیر به جوانانی فکر می کردم که هورا کشان وارد شده و ناله کنان و بدهکار خارج می شدند. یاد صحبت های مدیر عامل شرکت خرید اینترنتی این شرکت افتادم. گفته بود: عزیزانی که می خواهند در این زمینه فعالیت کرده و روی تاسیس شرکت بازاریابی شبکه ای سرمایه گذاری کنند، باید پشتوانه کاری، مالی و تجربه زیادی در این حوزه داشته و همچنین ازصبر ایوب برخوردار باشند! خلاصه این که بازاریابی شبکه ای روی کاغذ و مجوز دار، فاصله ای زیاد با بازاریابی در عمل دارد. صحبتی که بالاسری ها نمی گفتند و کسی سراغی از آن نمی گرفت. شاید اگر صبر داشته باشید، بهتر است که از جای دیگری شروع کنیم. شاید از تولید.

رژیم لاغری کانادایی چه عوارض دارد؟

وقتی صحبت از بهترین رژیم لاغری به میان می‌آید، بررسی و انتخاب یک برنامه غذایی مناسب در میان انبوهی از رژیم‌های غذایی کاری طاقت‌فرسا و کلافه کننده است به‌ویژه اینکه بیشتر ما فرصت کافی برای سنجیدن مزایا و معایب هرکدام را نداریم. به همین منظور ما در این مقاله به بررسی یکی از رژیم‌های لاغری پرطرفدار یعنی رژیم لاغری کانادایی می‌پردازیم و معایب و مزایای آن را به‌طور واضح برای شما عزیزان بیان می‌کنیم.

رژیم لاغری کانادایی چه رژیمی است؟

در اطلاعات ارائه‌شده برای این برنامه لاغری آمده است که طی ۱۵ روز با پایبندی به رژیم کانادایی می‌توان حدود ۱۰ کیلوگرم وزن کم کرد. این رژیم غذایی بسیار کم‌کالری است. کل غذاهایی که شما در روز مصرف می‌کنید کمتر از ۶۰۰ کالری انرژی دارند. در رژیم لاغری کانادایی بایستی روزانه مقدار زیادی آب مصرف کنید. حداقل میزان مصرف در روز دو لیتر آب است.

رژیم لاغری کانادایی چه رژیمی است؟

در برنامه غذایی رژیم لاغری کاندایی مقدار کربوهیدرات بسیار ناچیز است. غذاهایی که در این برنامه غذایی پیشنهاد شده است غنی از پروتئین و حاوی مقدار اندکی چربی است. در این برنامه غذایی مصرف پروتئین حیوانی، سبزیجات و میوه‌ها و چربی‌های امگا ۳ در اولویت قرار دارد. در این رژیم غذایی باید از مصرف غذاهای سرخ‌کردنی، سس‌ها، شیرین‌کننده‌ها مثل شکر و عسل و سایر غذاهایی که در لیست قرار ندارد، خودداری کرد.

افرادی که این برنامه را تا مدت ۱۵ روز انجام داده‌اند نباید حداقل تا دو سال آتی آن را مجدداً تکرار کنند. افرادی که در حین اجرای رژیم غذایی نتوانسته‌اند به‌طور کامل از برنامه پیروی کنند مجازند پس از سپری شدن ۶ ماه مجدداً رژیم کانادایی را تکرار نمایند. در رژیم لاغری کانادایی مصرف میان وعده مجاز نیست و کوچک‌ترین تخلف، سبب باطل شدن رژیم غذایی می‌شود.

توجه داشته باشید که هرگز خودسرانه اقدام به پیروی از این رژیم یا هر رژیم دیگری نکنید و قبل از شروع هر نوع رژیمی با پزشک خود مشورت کنید.

برنامه روزانه در رژیم لاغری کانادایی چگونه است؟

مدت‌زمان این رژیم لاغری ۱۵ روز است البته نسخه ۱۳ روزه نیز از رژیم کانادایی وجود دارد که ازنظر ماهیت متابولیسمی و غذایی مشابه نسخه ۱۵ روزه است. مواد غذایی مجاز به مصرف و مقادیر آن‌ها از روز اول تا روز پانزدهم به شرح زیر است:

روز اول رژیم لاغری کانادایی

  • صبحانه: یک فنجان قهوه با یک حبه قند
  • ناهار: مصرف دو عدد تخم‌مرغ آب‌پز همراه با اسفناج به‌صورت آب‌پز و یک عدد گوجه
  • شام: ۳۰۰ گرم گوشت قرمز به‌صورت آب‌پز و یا کبابی همراه با کاهو و لیموترش

نکته: یکی از معایب رژیم کانادایی غیرمغذی و ناکافی بودن صبحانه است. صبحانه رژیم کانادایی قادر نیست ویتامین‌های موردنیاز بدن برای انجام سوخت‌وساز متعادل را فراهم کند.

روز دوم

  • صبحانه: یک فنجان قهوه با یک حبه قند
  • ناهار: ده ورق کالباس مرغ با یک لیوان ماست کم‌چرب
  • شام: مصرف ۳۰۰ گرم گوشت به‌صورت آب‌پز و یا کبابی همراه با کاهو و لیموترش

روز سوم

  • صبحانه: یک استکان چای و دو عدد خرما
  • ناهار: نصف سینه مرغ به‌صورت آب‌پز یا کبابی همراه با کاهو
  • شام: سالاد کرفس، کلم، گوجه همراه با آب‌لیمو تازه

برنامه روزانه در رژیم لاغری کانادایی

روز چهارم

  • صبحانه: یک فنجان قهوه، یک حبه قند همراه با یک عدد نان تست
  • ناهار: یک لیتر آبمیوه تازه و یک لیوان ماست کم‌چرب
  • شام: دو عدد تخم‌مرغ آب‌پز با هویج آب‌پز شده و ۲۰۰ گرم پنیر کم‌نمک

روز پنجم

  • صبحانه: یک فنجان قهوه و یک حبه قند همراه با یک عدد نان تست
  • ناهار: مصرف ماهی بخارپز یا کبابی و یک قاشق کره با لیموترش
  • شام: نصف سینه مرغ، کاهو، آب‌لیمو و روغن‌زیتون

روز ششم

  • صبحانه: یک فنجان چای و دو عدد خرما
  • ناهار: ده ورق کالباس مرغ و یک لیوان ماست کم‌چرب
  • شام: نصف سینه مرغ، همراه با کاهو، آب‌لیمو و روغن ‌زیتون

روز هفتم

  • صبحانه: یک فنجان قهوه، یک حبه قند، یک عدد نان تست
  • ناهار: دو عدد تخم‌مرغ آب‌پز و یک ورق کالباس همراه با کاهو
  • شام: سالاد کلم، گوجه‌فرنگی و آب‌لیمو همراه با یک عدد میوه

روز هشتم

  • صبحانه: یک فنجان قهوه و یک حبه قند
  • ناهار: نصف سینه مرغ به‌صورت پخته‌شده یا کبابی، کاهو و آب‌لیمو
  • شام: ۳۰۰ گرم گوشت کبابی یا پخته‌شده، کاهو، آب‌لیمو و یک عدد میوه

روز نهم

  • صبحانه: یک لیوان شیر
  • ناهار: نصف سینه مرغ پخته یا کبابی، کاهو و آب‌لیمو تازه
  • شام: سالاد کاهو، خیار، گوجه‌فرنگی، آب‌لیمو و یک عدد میوه

روز دهم

  • صبحانه: یک فنجان قهوه، یک حبه قند و یک عدد نان تست
  • ناهار: یک لیتر آبمیوه تازه و یک لیوان ماست کم‌چرب
  • شام: یک عدد تخم‌مرغ آب‌پز، یک هویج پخته‌شده همراه با ۲۰۰ گرم پنیر کم‌نمک

روز یازدهم

  • صبحانه: یک فنجان قهوه، یک حبه قند و یک ورق نان تست
  • ناهار: یک عدد ماهی بخار پز یا کبابی، یک قاشق کره همراه با آب‌لیمو
  • شام: نصف سینه مرغ، کاهو و کرفس

رژیم لاغری کانادایی

روز دوازدهم

  • صبحانه: یک استکان چای و دو عدد خرما
  • ناهار: دو عدد تخم‌مرغ آب پز همراه با یک هویج پخته‌شده
  • شام: نصف سینه مرغ، کاهو و کرفس

روز سیزدهم

  • صبحانه: یک لیوان شیر
  • ناهار: گوشت یا مرغ پخته‌شده یا کبابی، گوجه‌فرنگی و سس آب‌لیمو همراه با سالاد کاهو
  • شام: سوپ مرغ یا گوشت، دو عدد نان تست و دو عدد میوه

روز چهاردهم

  • صبحانه: یک استکان چای، یک عدد نان تست
  • ناهار: پنج ورق کالباس مرغ، گوجه‌فرنگی، یک عدد خیارشور و دو نان تست
  • شام: نصف سینه مرغ، سالاد همراه با کاهو، خیار، گوجه‌فرنگی و یک عدد میوه

روز آخر رژیم لاغری کانادایی

  • صبحانه: یک لیوان شیر
  • ناهار: گوشت یا مرغ کباب شده یا پخته‌شده همراه با سالاد خیار و گوجه‌فرنگی
  • شام: سوپ مرغ یا گوشت با دو عدد نان تست و دو عدد میوه

مزایای استفاده از رژیم لاغری کانادایی چیست؟

اولین مزیت این رژیم لاغری کمک به ترک کردن عادات بد غذایی مثل مصرف غذاهای پرچرب و غذاهای شیرین و پرکالری است. پرهیز از پرخوری و محدود کردن غذاهای پرکالری مهم‌ترین راه برای کاهش وزن است. دومین مزیت این رژیم غذایی تأثیر آن در کاهش وزن به‌واسطه کاهش کالری‌های دریافتی غذایی است. سومین مزیت رژیم کانادایی استفاده از منابع پروتئینی برای کسب انرژی و محدود کردن اشتها است.

به گفته وب‌سایت معتبر mayoclinic :

یکی از نکات مهم برای هر رژیم لاغری این است که بتواند تغییرات پایدار و طولانی‌مدت ایجاد کند. مقدار مجاز کاهش وزن در هر هفته تقریباً ۱ کیلوگرم (معادل ۲ پوند) است و فراتر از آن منجر به آسیب به سیستم عضلانی و متابولیسمی می‌شود.

معایب استفاده از رژیم لاغری کانادایی چیست؟

به دلیل رعایت نشدن اصل تعادل تغذیه در رژیم لاغری کانادایی امکان بروز اختلالات متابولیسمی مرتبط با ریزمغذی‌ها و ویتامین‌ها وجود دارد. در این رژیم لاغری ادعا شده است که طی دو هفته ۱۰ کیلوگرم از وزن بدن کم می‌شود. کاهش شدید وزن با تحت‌فشار قرار دادن غیرمعقول بدن، امری مخرب و ناسالم است و کاهش وزنی که به این روش رخ دهد ناپایدار بوده و پس از چند هفته به وضعیت اولیه برمی‌گردد.

یکی دیگر از مشکلات رژیم کانادایی این است که طراح و برنامه‌ریز این رژیم لاغری مشخص نیست و هیچ‌یک از منابع معتبر پزشکی این نوع رژیم غذایی را توصیه نمی‌کنند. بنابراین نمی‌توان بدون شواهد کافی علمی بدن را تحت‌فشار غیرمعقول قرار داد چراکه ممکن است مضرات آن بسیار سنگین‌تر از منافع باشد. اجرا کردن این رژیم سنگین و نتیجه نگرفتن از آن، باعث دلسرد شدن فرد از اهداف لاغری و تناسب‌اندام می‌شود.

معایب استفاده از رژیم لاغری کانادایی چیست؟

در این رژیم غذایی ادعا شده است که سیستم سوخت‌وساز بدن در جهت لاغری تقویت می‌شود. اما متخصصان تغذیه بر این باورند که این رژیم لاغری کم‌کالری و بسیار محدود تنها به‌صورت موقت سوخت‌وساز بدن را فریز کرده و پس از پایان یافتن دوره ۱۵ روزه، متابولیسم به حالت اولیه برگشته و حتی پرشتاب‌تر از قبل کالری‌های ازدست‌رفته را جبران می‌کند. این نوسانات شدید، باعث آسیب به سیستم عروقی و افزایش احتمال ابتلا به دیابت می‌شود.

برای ارتقای سلامتی بهتر است که از انجام اقدامات خودسرانه بر اساس منابع غیرعلمی خودداری کنید. مشاوره با پزشک تغذیه و ارزیابی شما از نظر شاخص توده بدنی، تراکم چربی و محل تجمع آن کمک بسزایی در کاهش وزن و افزایش کیفیت زندگی دارد.

توصیه‌هایی برای لاغر شدن بلندمدت

رویای یک‌شبه لاغر شدن می‌تواند همانند رویای یک‌شبه پول‌دار شدن غیرمنطقی و مخاطره‌آمیز باشد. رژیم‌های لاغری که وعده کاهش وزن زیاد در کوتاه‌مدت می‌دهند معمولاً فاقد پایه علمی بوده و عواقب متعددی به دنبال دارند. برای رسیدن به تناسب‌اندام و آب کردن چربی‌ها باید تغییرات چشمگیری در سبک زندگی خود ایجاد کنید. در ادامه مطلب به بهترین اقداماتی که سلامتی و کاهش وزن برای شما به دنبال دارد اشاره می‌شود:

از تب طلا تا تب بورس/ بیشتر چه طبقه ای وارد بورس شدند؟

اقتصادنیوز: ورود مردم به بورس، بیشتر ورود مردمی از نظر مالی متوسط و متوسط به پایین بوده است. کسانی که توان خرید زمین و مسکن که استغفرالله، حتی چندان توان خرید دلار و طلا ندارند، به بورس هجوم آورده اند.

 از تب طلا تا تب بورس/ بیشتر چه طبقه ای وارد بورس شدند؟

به گزارش اقتصادنیوز به نقل از فارس، محسن سلگی نوشت:

ایده اصلی من این است که رفتار بورسی اخیر مردم مبتنی بر عقلانیت نیست. اگرچه رفتارشان مبتنی بر سود است اما پشتوانه عقلانی ندارد و حتی سودخواهی هیجانی در این ماجرا، همراه با محاسبه دقیق یا سود-زیان سنجیده نیست. شرط محاسبه دقیق، لحاظ کردن تمامی جوانب و حالات سود و زیان است.

سخن من به بیان دیگر این است که رویای یک شبه پولدار شدن و برخی انگیزه های روانی دیگر محرک هجوم مردم به بورس است نه رویکردی عقلانی و علمی.

انگیزه های فرعی دیگر را می توان مواردی از قبیل زیان صفر(نظریه بازی) دانست؛ بنا بر زیان صفر، دیگر از ریسک پذیری به‌عنوان شرط اقتصادی عقلانی خبر چندانی نیست.

در این مطلب نشان می دهیم که رفتار هیجانی مردم ایران در مورد بورس و هجوم آوردنشان به آن در دنیا هم اتفاق افتاد و اتفاق می افتد. در ماجرای غارت فروشگاه ها در غرب به ویژه جاروکردن قفسه های دستمال توالت شاهد رفتار غیرعقلانی و هیجانی شهروندان بوده ایم.

گفته می شود بورس فرهنگ ریسک پذیری را به‌عنوان محرکی در اقتصادهای پیشرفته را ایجاد می کند. تردیدی نیست بورس بر بانک آن هم نسخه فعلی بانک در ایران ترجیح دارد. حساب کردن روی سپرده بانکی سوای فرهنگ ربوی غلط، افراد را به بیکاری و رکود و یکجانشستن ترغیب می کند. در مقابل، بورس در شکل عقلانی و منظم اش، افراد را به عقلانیت دعوت می کند. از چه طریقی این دعوت صورت می گیرد؟ از این طریق که افراد مدام در حال محاسبه سود و زیان هستند و قطعا این بر بانک ما که سودی معین و قطعی می دهد برتری دارد؛ به‌ویژه این که قاعدتاً سرمایه گذاری در بورس باید به تولید منجر شود. البته در این مورد هم بورس ممکن است بدل به قیفی برای بلعیدن سرمایه توسط بانک ها شود.

سرمایه گذاری در بورس به این معنا که افراد خانه نشین شده و پای گوشی های هوشمندشان کار کنند، با فرهنگ تولید و رونق تولید چندان سازگار نیست. بنابراین بورس ذاتاً خوب است و این که افراد زیادی در بورس باشند لزوماً بد نیست. اما این که مردم به بورس هجوم بیاورند و همه بخواهند در بورس باشند هرگز به درستی و مزیت کار مولد و مستقیم نیست. هجوم مردم و دولت به بورس بدون سنجیدن جوانب فرهنگی، اجتماعی، تربیتی و روان شناسی بوده است. به ویژه دولت در این باره شتابزده و غیرعقلانی(شرط عقلانی بودن دولت در جمهوری اسلامی، ملاحظه تمام وجوه و نه صرفاً وجه نقد است) عمل کرد. مردم هم همسو با دولت این شتابزدگی را تشدید کرده اند. بورس با تمام بدی هایش از انبارکردن دلار و طلا بهتر است اما به راستی این نحو ورود مردم و این سیل خروشان هیجان زده شما را به شک وانداشته است؟

نه تنها مبتنی بر عقل و اسلام، که بر مبنای «نظریه بازی ها» در علم اقتصاد هم می توان بر هجوم مردم به بورس و این ادعا که بورس در این شرایط هم مردم را ریسک پذیر و در نتیجه عقلانی می کند، تردید وارد کرد. شما چند نفر را می شناسید که با علم به احتمال زیان وارد بورس شده باشند؟ اگر این احتمال را تعداد زیادی در نظر می گرفتند، شاهد این هجوم سرسام آور نبودیم. پس مردم فکر می کنند سودشان در بورس قطعی و حتی گزاف است و با این فرض وارد آن شده اند. بعدها هم اگر زمین بخورند شروع می کنند به انتقادات ناروا و روا علیه دولت اعتدال و جاهای دیگر غیر از خودشان.

بر اساس نظریه بازی ها، مردم تمایل دارند به جای کار جدی و‌ ریسک واقعی که زحمت زیادی هم دارد، کاری بی خطر و ساده را ‌انجام دهند؛ کاری که گمان می‌کنند هزینه‌ اش صفر است. در نظریه بازی ها به این «خطای ریسک صفر» گفته می شود.

* از تب طلا تا تب بورس

برای شما شاید این روز‌ها زیاد پیش می آید که از جانب یک دوست، برای پیوستن به بورس تشویق شوید. این پدیده کم‌کم جای روبوسی را گرفته است: بوسه بر بورس. مهاجرت فرارگونه مردم به بورس شبیه رویای مردم اروپا و حتی شیلی و مکزیک و . پس از کشف طلا در کالیفرنیای امریکا است؛ آن زمان هم بسیاری دیگران را تشویق به مهاجرت می کردند و وعده بهشت زمینی می دادند؛ رویای یک‌شبه پولدار شدن و‌تحقق طلای ال‌دورادوی اروپا* اما در امریکا !خیلی ها را از راه زمین و دریا روانه کالیفرنیا کرد و جمعیت این شهر در نیمه قورن نوزدهم میلادی در مدت کوتاهی دوبرابر شد. این ماجرا به «رویای یک شبه پولدار شدن تب طلا» معروف شد. شاید یاد فیلم «جویندگان طلا» افتادید که بارها پخش شده است. امروز هم بسیاری آشنایان و دوستان به ما زنگ می زنند که به سرزمین بورس برویم.

بیشتر چه طبقه ای وارد بورس شدند؟

مشاهدات نگارنده می گوید ورود مردم به بورس، بیشتر ورود مردمی از نظر مالی متوسط و متوسط به پایین بوده است. کسانی که توان خرید زمین و مسکن که استغفرالله، حتی چندان توان خرید دلار و طلا ندارند، به بورس هجوم آورده اند. در اینجا مطابق نظریه مطرح شده در کتاب «روانشناسیِ بیماری‌ های همه‌ گیر» می توان گفت ذهن افراد با توجه به «نماد امنیت» عمل می‌ کند. بر اساس نماد امنیت بود که مردم در غرب بعد از کرونا(کوئید 19) دستمال توالت ها را غارت کردند. دستمال توالت کالایی قابل خرید برای همه و نماد امنیت در برابر ویروس بود. بورس هم گویا تنها جایی است که این روزها بیشتر مردم می توانند به سودکردن در آن و امنیت داشتن نسبی اش امیدوار باشند. ضمن اینکه مانوردادن در آن لزوما سرمایه زیادی نمی خواهد و این چنین می تواند نماد امنیت و فعالیت و حتی موفقیت برای مردم باشد. آن ها دنبال جایی هستند که در احساس سود و حتی بعضاً فرصت تحریم ها! بهره مند شوند.

مردم در این شرایط(هر جا می گویم مردم، منظورم همه مردم نیست) با سرمایه محدود تلاش می کنند بر زندگی شان و آینده مسلط شوند. تا اینجای کار روشن است که دست کم نمی توان قاطعانه گفت بورس مردم را ریسک پذیر یا عقلانی می کند. بلکه ابن بورس معقول و منظم و در شرایط قابل درک است که مردم را عقلانی و محاسبه پذیر و ریسک پذیر می کند.

شاید کرونا هم در این میان بی اثر نبوده است. اگرچه رونق بورس قبل از کرونا شروع شده بود. وقتی بازار واقعی جای خطرناکی برای حضور می شود و کرونا مدام قربانی می گیرد، کسب و کارهای اینترنتی و امثال بورس روی بورس می افتند؛ خانه خودت نشستی و لم دادی و بوسه بر ‌بوس می زنی. بهتر از این مگر می شود؟ آیا این مضمونی نیست که این روزها بسیاری از ما را از تخصص ها و توانایی های اصلی مان هم دلسرد کرده است؟ یکی خبرنگاری نمی کند یا آن را در درجه دوم اهمیت می گذارد، چون بیشتر هیجان و تمرکزش سر بورس می رود. یکی دیگر تمایلی ندارد کرکره مغازه اش را بالا بزند و اجاره سنگین بدهد، در صورتی که او باطناً یک کاسب مشتری‌جذب‌کن است. سود اینترنتی در کنار خطر جانی حضور فیزیکی در بازار که محصول شیوع کرونا است، در حال خفه کردن بازار به عنوان مهمترین نهاد اجتماعی بعد از خانواده و تعلیم و تربیت است.

به یکی از دوستانم زنگ زدم گفتم بیا یک مقاله بنویس که هم فعالیت و مطالعه مفیدی کرده باشی، هم رزومه ات غنی شود و هم پولی دستت را بگیرد. او آمیخته به شوخی گفت: «من مشغول بورس هستم و وقت این کارهای مبتذل را ندارم!». من هم به چاشنی شوخی گفتم که تو اشتباهی به فرهنگ آمدی و خدا را شکر به اصالت خودت برگشتی. البته فروید بیچاره شاید راست گفت که نیمی از شوخی ها جدی است! یا شوخی ها، نیمی جدی هستند. نکته مربوط به ایده اصلی مطلب(بورس فعلی افراد را عقلانی نمی کند و حاصل رویکرد عقلانی نیست) آن است که خانه نشینی افراد، بازار به عنوان محل اصلی تعامل و جایی که افراد آنجا زندگی را می آموختند، تضعیف می کند. در بازار جوان تر ها از بازاری های قدیمی تر حتی درس های حکیمانه می گرفتند. دیگر اینکه هجوم افرادی که تخصصی در بورس ندارند و یا کار اصلی و جوهری شان چیز دیگری است، یک تهدید برای تقسیم کار موفق و متناسب به عنوان شراط اقتصاد عقلانی محسوب می شود. همواره نظمی صنف یا تقسیم کار یکی از مهمترین پایه های نظم اجتماعی در طول دوران تاریخی(تا رویای یک شبه پولدار شدن 5هزارسال پیش) به ویژه دوران جدید بوده است. باید گفت رویکرد فعلی مردم و دولت به بورس به ناعقلانی شدن جامعه می انجامد نه عقلانی شدن آن.

از سیب زمینی تا بورس!

چه هجوم مردم ما به بورس و چه هجوم مردم در غرب به دستمال توالت همراه با سیاست های تشویقی بوده است؛ در ایران تشویق مستقیم و در غرب، تشویق غیرمستقیم. اما نوعی دیگر از رفتار غیرعقلانی در اقتصاد وجود دارد که تحت عنوان «تشویق معکوس» اتفاق می افتد.

اما ریشه این تعبیر کجاست؟ ماجرای تولد این تعبیر آن است که آنتوان آگوستین-داروساز فرانسوی- طی جنگ پروس و فرانسه دستگیر و به زندان افتاد. این هم‌نامِ اگوستین قدیس طی زمانی که در زندان بود به ارزش غذایی سیب زمینی پی برد. وقتی آزاد شد، سیب زمینی همراه او به فرانسه مهاجرت کرد. یععنی راستش را بخواهید سیب زمینی را از آلمان به فرانسه آورد. اول همه مردم آن را خوراک فقیرها و بدبخت ها می دانستند و برای همین به سیب زمینی بی مهری می کردند. تا این که اگوستین دور مزرعه اش را سیم خاردار کشید و به مردم اعلام کرد نه تنها سیب زمینی هایش را نمی فروشد رویای یک شبه پولدار شدن رویای یک شبه پولدار شدن بلکه به کسانی که به مزرعه اش نزدیک شوند شلیک می کند. همین شد که مردم حتی به دزدی از مزرعه او اقدام کردند و باغدارها هم کشت سیب زمینی را در دستور کار قرار دادند. از آن زمان به این تکنیک «تشویق معکوس» گفته می شود.

حالا محض رضای خدا این مطلب باعث نشود برخی از مخاطبان عزیز به بورس هجوم بیاورند. از شوخی گذشته، اگر بورس می روید، امیداوریم سود سرشار نصیب تان شود اما در عین حال بدانید که امکان زیان هم وجود دارد. این آمادگی اولاً مانع از بلندپروازی و نوعی قمار بر سر سرمایه یا سر مایه می شود و ثانیاً انتظار ما از بورس را معقول ساخته و ما را در برابر زیان قوی می کند. بنا نیست کسی دچار افسردگی شود یا پایه های خانواده ای بعد از زیان سست شود.

* ال‌دورادودر اصل به معنای شخص زرین است و بعدها به شهر گمشده طلا اطلاق شد. کاشفان اسپانیایی و دیگر کاشفان اروپایی در پی آن افتادند. در آغاز این سر والتر رالی بود که در سال 1959 از شهری طلایی و گمشده خبر داد. صحت این ادعا در اثر جست و جوی الکساندر هومبولت در امریکای لاتین(میان سالهای 1799 تا 1804) رد شد.

کلاه برداری در دنیای رمزارزها

دنیای ارزهای دیجیتال، بسیار جذاب، مهیج و سودده است لکن باید حواستان به افراد و گروه های دروغین باشد تا سرتان کلاه نرود.

مورد شماره 1: در ابتدا باید بدانید اگر شخص یا اشخاصی در شبکه های اجتماعی، در چت ها و گفتگوها و . پیام هایی مبنی بر اینکه سرمایه تان را در اختیار آنان قرار داده و در ازای آن، سودهایی آنچنانی دریافت کنید، به شما دهند، تنها کاری که باید انجام دهید این است که این افراد را سریع بلاک نمایید. زیرا این مسئله واقعیت ندارد.

شما در دنیای رمزارزها، نباید رویای یک شبه پولدار شدن را داشته باشید. بلکه باید به آرامی و با ثبات در آن پیش روید تا در آینده به آن ثروت عظیمی که مد نظرتان است، دست یابید.

شماره 2: در صرافی ها و اکسچنج های معتبر وارد شوید. وارد اکسچنج هایی نشوید که به جهت تحریم ها، ایران را قبول ندارند و با آن مخالفند. برای مثال BitMEX اعلام کرده که دیگر به کاربران ایرانی، هیچگونه خدماتی ارائه نخواهد کرد و اگر سرمایه تان در آنجا باقی بماند، دیگر از آن شما نخواهد بود.

اما BINANCE exchange که خیلی از ایرانی ها نیز از آن استفاده می کنند، بجهت بی نظیر بودن آن است. ترفندهایی وجود دارد که با یک IP ثابت و برخی نکات که باید رعایت گردد، می توان از آن استفاده کرد. اما چگونه؟ در مقاله ای جداگانه به آن خواهیم پرداخت.

3: ICOها، در پروژه هایی وارد شوید و توکن هایی را خریداری نمایید که ارزش داشته باشند. درباره آن پروژه ها بخوانید. اینکه اهداف آن پروژه چیست؟ Road Map یا همان نقشه ی راه آن چیست؟ آیا این پروژه، ارزش شرکت کردن در آن را دارد؟ سرمایه و بودجه ی جمع آوری شده در چه بخش هایی هزینه می گردد؟ و آیا توان رقابت با سایر پروژه ها را دارد؟ و عواملی از این دست!

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا